حرام از دل برد مهر و وفا را * كند ناپاك قلب باصفا را
خرد را داور بيداد سازد * روان شاد را ناشاد سازد
حرام آرد به دل صد فكر باطل * كند جان را زياد دوست غافل
هر آن كو پيشه ناپاك دارد * به محشر جان خود غمناك دارد
نيفتد طاير دولت به دامش * بريزد زهر ، حسرت در مدامش
حرام اندوه و غمناكى فزايد * به جان پاك ، ناپاكى فزايد
حرام است آنچه يا بى يا حلال است * به تقدير است و بيش و كم محال است
همان به جز طريق دين نپوئى * حلال از سفره تقدير جوئى
* * *