كه عالم را به علم و حلم و ايمان * مسخّر كرد و زيور داد و فرمان
* * * مالك اشتر ( ره ) در زمان حكومتش مردى بر سر او خاشاك ريخت و مالك بر او از خدا طلب مغفرت كرد .
به مالك خسرو ملك ولايت * جسارت كرد مردى بى درايت
به رخسار چو ماهش ريخت خاشاك * كه ابله بود و نادان بود و بى باك
غضب كرد آن نكو ؟ حاشا كه آن ماه * به مسجد شد روان با جان آگاه
نمازى و نيازى كرد آغاز * پس آنگه گفت با داناى هر راز
كه يارب كش خط غفران به كارش * مكن در روز محشر شرمسارش
زنادانى گر او بر من جفا كرد * ببخشا ز ان خطا اى ايزد فرد
به دفترها بسى يا بى ، نشانه * از اين سان حلم خوبان زمانه
تو هم بگزين ره ايزدپرستان * ترحم كن به حال زيردستان
به آب عفو ، خشم آتش افروز * فرو بنشان و زان خوبان بياموز
كه ايزد پاك سازد از گناهت * كند در كشور جان پادشاهت
زخشم حق اگر جوئى امانى * امان يا بى ، چو خشم خود نشانى
الهى را ز خشم دوزخ انگيز * الهى كش به راه حلم و پرهيز
كه برهانى ز قهر خويش جانش * دهى جا در بهشت جاودانش
* * *