4 - در حديثى از امام صادق ( عليه السلام ) آمده كه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) در حديثى فرمودند : « موسى بن عمران ( عليه السلام ) از ابليس پرسيدند : مرا خبر ده به گناهى كه اگر انسان مرتكب شود ، تو بر او مسلّط شوى » ، گفت : زمانى كه نفس او ، او را به عجب
واداشت و عمل خود را زياد شمرد و گناه در چشمش كوچك شد . « 1 » گويا اين سه هر كدام معلول قبلى است وقتى عجب آمد عمل را زياد شمرده و در نتيجه به اتكاء اعمالش كه زياد پنداشته گناه را كوچك مىشمارد .
5 - در حديث جالبى نقل شده است كه خداوند عزوجل به حضرت داود ( عليه السلام ) فرمود : « يا داود بشارت بده گناهكاران را و بترسان صديقين را ، حضرت داود ( عليه السلام ) ( تعجب كرده ) گفت : چگونه بشارت به گناهكاران دهم و صديقين را بترسانم ؟ فرمود : يا داود بشارت بده گناهكاران را به اين كه قبول مىكنم تو به را و از گناه مىگذرم و مىبخشم ، و صديقين را بترسان از اين كه عجب به اعمالشان پيدا كنند ، زيرا بندهاى نيست ، كه خدا به حساب دقيق كشد ، و هلاك نگردد » . « 2 » خداوند ما را مشمول رحمت و فضل خود قرار دهد انشاءالله آمين رب العالمين .
مرحوم الهى در ذيل اين دو فراز ( لا يرضون من اعمالهم بالقليل و لا يستكثرون الكثير ) گويد :
زبس در كار طاعت پر شتابند * حريص اندر عبادت بى حسابند
زبس در بند فرمان حبيب اند * به نيكوئى حريص و بى شكيبند
به اندك جام آنان نيست سرشار * هم افزون را كم انگارند بسيار
نسازد شادمانشان جز كه با دوست * نگنجد در ميانشان هر چه جز اوست
غرض در كارشان با سعى بسيار * نباشد غير شوق ديدن يار
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغه خوئى ، جلد 12 ، صفحه 3 - 132 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغه خوئى ، جلد 12 ، صفحه 3 - 132 . .