[ جلد اول ]
نقش اخلاق در زندگى انسانها
نمىدانم چرا هنگامى كه سخن از « اخلاق » به ميان مىآيد بسيارى از مردم ، حتى بعضى از اهل فضل و دانش ، آن را يك امر مستحبى ، و در حاشيه زندگى مىدانند ، درحالى كه غالب مشكلات فردى و اجتماعى كه با آن دست به گريبان هستيم ، دقيقاً و مسلماً ناشى از ضعفهاى اخلاقى مااست ، مشكلات و گرفتاريها و بن بستهاى جهانى نيز درست از فقر اخلاقى جامعهها و مخصوصاً سران بسيارى از كشورهاى جهان سرچشمه مىگيرد ، و اين سخن تحليلهاى روشنى دارد كه شرح آن را از حوصله اين مقدمه كوتاه خارج است .
آرى اخلاق سرمايه اصلى اقوام و ملتهااست .
اخلاق كليد حل مشكلات مهم اجتماعى است .
اخلاق خميرمايه تمدن و ستون فقرات يك زندگى اجتماعى سالم است و اخلاق بهترين وسيله انسان در سير الهى است ؛ به همين دليل تا مسائل اخلاقى در جوامع انسانى حل نشود هيچ مسألهاى حل نخواهد شد .
و باز به همين دليل « تهذيب نفوس » و « تزكيه قلوب » و « تكميل مكارم اخلاق » به عنوان يكى از اهداف اصلى بعثت پيامبر بزرگ اسلام ( صلى الله عليه وآله ) در كتاب آسمانى ما قرآن و روايات اسلامى شمرده شده است ، و پيشوايان اسلام و بزرگان