پناهگاههايى كه در كوهها وجود دارد ، « أَكْنَان » گفته مىشود . « 1 »
[ أَكِنَّه : ]
« عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً »
« أَكِنَّه » جمع « كنان » ( بر وزن زيان ) در اصل به معناى هر پوششى است كه چيزى را با آن مستور مىكنند . اما « كِنّ » ( بر وزن جنّ ) به معناى ظرفى است كه چيزى را در آن محفوظ مىدارند .
جمع « كِنّ » ، « اكنان » است ؛ سپس ، اين معنا توسعه يافته و به هر چيزى كه سبب مستور شدن است ، مانند پرده و خانه و اجسامى كه انسان در پشت آن خود را پنهان مىكند ، گفته شده است . اين واژه در سورهء « فصّلت » پوششهاى جهل و تعصب ، پوشش لجاجت و عناد ، پوشش تقليد كوركورانه و مانند آن ، كه قلبهاى آنها را فرا گرفته بود شامل مىشود . « 2 »
[ أَكْوْاب : ]
« بِصِعَافٍ مِّنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ »
« أَكْوْاب » جمع « كُوب » به معناى ظروف آب است كه دسته نداشته باشد و به تعبير امروز « جام » يا « قدح » است . « 3 »
[ إِلّ : ]
« فيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً »
« إِلّ » به معناى خويشاوندى است و بعضى آن را به معناى عهد و پيمان دانستهاند ؛ در صورت اول ، منظور اين است كه قريش اگر چه خويشاوند پيامبر صلى الله عليه و آله و گروهى از مسلمانان بودند ، ولى هنگامى كه خودشان كمترين اعتنايى به اين موضوع نداشته باشند و احترام خويشاوندى را رعايت ننمايند ، چگونه انتظار دارند پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان در مورد آنها رعايت كنند ؟ ! و در صورت دوم ، تأكيدى براى « ذِمَّةً » كه آن هم به معناى عهد و پيمان است ، محسوب مىشود . « راغب » در كتاب « مفردات » معناى ريشهء اين كلمه را درخشندگى مىداند ؛ چه اينكه پيمانهاى محكم و خويشاوندىهاى نزديك داراى درخشندگى خاصى هستند . « 4 »
[ ألأَرْض : ]
« إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ »
تعبير به « الأَرْض » در اينجا ( زمين ) اشاره به سرزمين « مصر » و اطراف آن است ، و از آنجا كه يك قسمت مهم آباد روى زمين در آن روز ، آن منطقه بوده اين واژه به صورت مطلق آمده است . اين احتمال نيز وجود دارد
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 81 ( ج 11 ، ص 377 )
( 2 ) . انعام ، آيهء 25 ( ج 5 ، ص 241 ) ؛ اسراء ، آيهء 46 ( ج 12 ، ص 169 ) ؛ كهف ، آيهء 57 ( ج 12 ، ص 518 ) ؛ فصّلت ، آيهء 5 ( ج 20 ، ص 230 )
( 3 ) . زخرف ، آيهء 71 ( ج 21 ، ص 127 ) ؛ واقعه ، آيهء 18 ( ج 23 ، ص 223 ) ؛ انسان ، آيهء 15 ( ج 25 ، ص 366 ) ؛ غاشيه ، آيهء 14 ( ج 26 ، ص 438 )
( 4 ) . توبه ، آيهء 8 ( ج 7 ، ص 357 )