ت
[ تابَ عَلَيْكُم : ]
« فَتابَ عَلَيْكُمْ »
جملهء « تابَ عَلَيْكُم » را غالب مفسران به معناى « تخفيف اين تكليف » ذكر كردهاند ، نه به معناى « توبه از گناه » . اما اين احتمال نيز وجود دارد كه وقتى حكم وجوب برداشته شود ، گناهى صورت نمىپذيرد ، و در نتيجه همچون آمرزش الهى خواهد بود . « 1 »
[ تابوت : ]
« أَنِ اقْذِفيهِ فِي التَّابُوتِ »
« تابوت » به معناى صندوق چوبى است و به عكس آنچه بعضى مىپندارند ، هميشه به معناى صندوقى كه مردگان را در آن مىنهند نيست ، بلكه ، مفهوم وسيعى دارد كه گاهى به صندوقهاى ديگر نيز گفته مىشود . « 2 »
[ تاليات : ]
« فَالتَّالِياتِ ذِكْراً »
« تاليات » از مادّهء « تلاوت » ، جمع « تالى » به معناى گروههايى است كه اقدام به تلاوت چيزى مىكنند . قابل توجّه اين كه به گفتهء بعضى از ارباب لغت جمع « تالى » ، « تاليات » است و جمع « تالية » ، « توالى » . « 3 »
[ تَأَذَّنَ : ]
« وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ »
« تَأَذَّنَ » به معناى اعلام كردن ، و به معناى سوگند ياد كردن نيز آمده است و از باب « تفعُّل » ، به معناى اعلام با تأكيد است ، زيرا مادّهء « افعال » از آن ( ايذان ) به معناى اعلام است و چون به باب « تفعُّل » درآيد اضافه و تأكيد از آن استفاده مىشود . « 4 »
[ تأويل : ]
« وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْويلُهُ »
« تأويل » در اصل لغت ، به معناى بازگشت دادن چيزى است ، و بنابراين هر كار يا سخنى به هدف نهايى برسد ، مىگوئيم تأويل آن آمده است ، به همين دليل ، بيان هدف اصلى يك اقدام يا تفسير واقعى يك سخن يا تفسير و نتيجه و پايان يك خواب و يا تحقق يافتن واقعيت يك مطلب ، همهء اينها تأويل ناميده مىشود . « 5 »
[ تَبّ ، تباب : ]
« إِلَّا في تَبابٍ »
« تَبّ » و « تباب » ( بر وزن خراب ) به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، به معناى زيان مستمر و مداوم است ، ولى « طبرسى » در « مجمع البيان » مىگويد : به معناى زيانى
هامش
( 1 ) . مزمّل ، آيهء 20 ( ج 25 ، ص 198 )
( 2 ) . طه ، آيهء 39 ( ج 13 ، ص 224 )
( 3 ) . صافات ، آيهء 3 ( ج 19 ، ص 21 )
( 4 ) . اعراف ، آيهء 167 ( ج 6 ، ص 505 ) ؛ ابراهيم ، آيهء 7 ( ج 10 ، ص 319 )
( 5 ) . يونس ، آيهء 39 ( ج 8 ، ص 359 ) ؛ كهف ، آيهء 78 ( ج 12 ، ص 542 )