گفته شده است . « 1 »
[ برزخ : ]
« وَ جَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخاً »
« برزخ » به معناى حجاب و حائل ميان دو چيز است . « 2 »
[ بَرَزُوا : ]
« وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ »
« بَرَزُوا » از مادّهء « بُروز » ، به معناى ظهور است و از آنجا كه وقتى انسان در ميدان جنگ ، آماده و ظاهر مىشود ، ظهور و بروز دارد ؛ به اين كار مبارزه يا « بَراز » مىگويند . و لذا به معناى بيرون آمدن از صف و مقابل حريف ايستادن در ميدان جنگ و به اصطلاح مبارزه كردن نيز آمده است . « 3 »
[ بُروز : ]
« وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
« بُروز » به معناى قرار گرفتن در فضا و محل وسيعى مىباشد كه لازمهء آن ظهور و آشكار شدن است ، به همين دليل « بروز » به معناى « ظهور » مىآيد ( دقت كنيد ) . « 4 »
[ بَرِقَ : ]
« فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ »
« بَرِقَ » از مادّهء « برق » ( بر وزن فرق ) در اصل ، به معناى روشنايى و برقى است كه در ميان ابرها ظاهر مىشود ، سپس به هر نوع روشنايى اطلاق شده است . برق زدن چشمها كه در اين آيه به آن اشاره شده ، به معناى حركت شديد و اضطرابآميز آن از شدت هول و ترس است .
بعضى نيز آن را به معناى ساكن شدن حدقهء چشم و خيره نگاه كردن به يك نقطه كه آن هم غالباً نشانهء وحشت است ، تفسير كردهاند ؛ و شواهدى از اشعار عرب بر اين معنا كه برق زدن چشم ، به معناى تحير است آوردهاند ، ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد . « 5 »
[ بركت : ]
« وَبارَكْنَا عَلَيْهِ »
« بركت » در اصل از « برك » ( بر وزن درك ) به معناى سينهء شتر است ، و هنگامى كه شتر سينهء خود را بر زمين مىافكند ، همين ماده در مورد او به كار مىرود ( بَرَكَ الْبَعِيْرُ ) . و تدريجاً اين ماده ، در معناى ثبوت و دوام چيزى به كار رفته است ، بركهء آب را نيز از آن جهت « بركه » گويند كه آب در آن ثابت است ، و مبارك را از اين نظر « مبارك » مىگويند كه خير آن باقى و برقرار است . « 6 »
هامش
( 1 ) . عبس ، آيهء 16 ( ج 26 ، ص 145 )
( 2 ) . فرقان ، آيهء 53 ( ج 15 ، ص 141 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 250 ( ج 2 ، ص 283 ) ؛ ابراهيم ، آيات 21 ، 48 ( ج 10 ، صفحات 370 ، 438 )
( 4 ) . ابراهيم ، آيهء 48 ( ج 10 ، ص 438 )
( 5 ) . قيامت ، آيهء 7 ( ج 25 ، ص 291 )
( 6 ) . صافات ، آيهء 113 ( ج 19 ، ص 147 )