بِالْخَيْرِ وَالصَّلاحِ ، وَالنُّخْبَةُ الَّتِي انْتُخِبَتْ
و در خير و صلاح معروفيد ، و شما برگزيدگان اقوام
وَالْخِيَرَةُ الَّتِي اخْتِيَرَتْ . قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ ،
و قبائل هستيد . با مشركان عرب پيكار كرديد و رنجها و محنتها را
وَتَحَمَّلْتُمُ الْكَدَّ وَالتَّعَبَ ، وَناطَحْتُمُ الْامَمَ
تحمل نموديد ، شاخهاى گردنكشان را درهم شكستيد ، و با جنگجويان بزرگ دست و پنجه نرم كرديد ،
وَكافَحْتُمُ الْبُهَمَ « 1 » ، لا نَبْرَحُ اوْ تَبْرَحُونَ ،
و شما بوديد كه پيوسته با ما حركت مىكرديد ، و در خط ما قرار داشتيد ،
نَأْمُرُكُمْ فَتَأْتَمِرُونَ ، حَتّى اذا دارَتْ بِنا
دستورات ما را گردن مىنهاديد و سر بر فرمان ما داشتيد ، تا آسياى اسلام بر محور وجود خاندان ما
رَحَى الْاسْلامِ ، وَدرَّ « 2 » حَلْبُ « 3 » الْايّامِ ،
به گردش درآمد ، و شير در پستان مادر روزگار فزونى گرفت ،
هامش
( 1 ) . جمع « بهمة » مجهولى كه شناخته نشود ، قهرمان .
( 2 ) . جريان و كثرت .
( 3 ) . شير دوشيده شده .