نامهء دوم [ از طلبه 23 ساله ]
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
محضر مقدس نخبة المجتهدين حجة الاسلام والمسلمين جناب آقاى علّامه محمد حسين طباطبائى - دام مجده - سلام عليكم و رحمة اللَّه وبركاته .
خداوند ان شاء اللَّه خير دنيا و آخرت عطايت فرمايد و با اوليا و انبيا محشورت سازد .
برادر عزيز ! فراوان احساس كمبودى مىكنم . هرچه دست و پا مىزنم و تلاش مىكنم و به هر جهت مىنگرم دريا در نظرم وسيعتر جلوه مىكند . ندانم در چه مسيرى روى گردانم . كدام سفينه را سوار شوم تا به ساحل خوشبختى برسم ؟ ازشما برادر عزيز استمداد مى طلبم . نمى دانم مرا چه مىشود . مدتى است خود را چنان بينم كه بر آسمان افكارم ابرهاى سنگين و تيره و تار برآمده و عالم مرا غمناك ساختهاند . حتى غرّشى نيست تا ببارد و آسمانى صاف بينم .
عامل اين تيرگى چيست نمىدانم .
در لابه لاى اين حالات فكر مىكنم اگر سؤال مرا در اين موضوع پاسخ گوييد راحت شوم .
برادر عزيز ! با روشنبينى خود و حقيقت خواهى خود اگر بتوانيد حالت مرا درك كنيد و آن چنان جوابم گوييد كه ناخودآگاه جرقهاى در من به وجود آيدكه تا ابد ( مرگ ) روشن باشم . آيا مىتوانيد راهنمايى كنيد تا 1 - عاشق خدا شوم . 2 - عاشق پيامبر شوم . 3 - عاشق اولياى خدا شوم . راه چيست و چاره كدام ؟ اگر راز عشق ، مرا آموزيد و معشوق را به نيكى برايم بشناسانى ولو به روى خود مىروم . اگر حالت عشق در من بتوانى سازى و دستم گرفته به كوى عشق رهبرى نماييد و با اشاره معشوق را بنمايى دوان دوان مى روم حتى لحظهاى آرام نمىگيرم .
اما چه كنم جاهلم و عاشق نيستم .
موقعيت نويسنده : طلبه . پايهء معلومات : پايان دورهء دبيرستان ، ديپلم . علوم اسلامى : لمعه و اصول الفقه . سن : 23 سال .
استاد عزيز ، از قرآن جز خواندن ( بدون تعارف ) چيزى نمىدانم . از سخنان معصومين تقريباً بيگانهام . چگونه و به چه اندازه بر آنها وارد شوم و چگونه استفاده كنم ؟ صبر كنم تا رشد علمى بيابم و يا به موازات تحصيل . طريق استفاده را نيز بيان فرماييد .
امضا