الف ) شرايط سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، علمى ، ادبى و حتّى اقتصادى كه از نيمهء نخست سدهء چهارم بر بغداد فرمانروا گرديد ، و تا نيمهء سدهء پنجم ادامه داشت ، ب ) شخصيت سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، علمى ، ادبى و فرهيختهء سيّد رضى .
اين شخصيت ساخته شدهء آن محيط است ، يا آن محيط ساخته شدهء چنين شخصيتها ؟ پرسشى است كه تا كنون پاسخ قطعى نيافته است ، ليكن آنچه مسلّم است اين كه هر دو عامل بر يكديگر مؤثّرند .
در اينجا به جريان شاگردى سيّد رضى در نزد استادان گوناگون رشتههاى علوم ادبى اسلامى و معرفى يك به يك آنها مىپردازيم .
استادان سيد رضى
1 . ابو اسحاق ابراهيم بن احمد بن محمد طبرى ، فقيه مالكى
( متوفا به سال 393 ه ) : فقيه محدّث و دانشمند اهل تأليف . ابو الفرج بن جوزى در تاريخ خود ، ذيل وفات شيخ ابو اسحاق ابراهيم بن احمد بن محمد بن طبرى فقيه مالكى نقل مىكند كه : وى شيخ شاهدان عادل و مقدّم بر همهء آنان در بغداد بود ، حديث بسيارى شنيد ، و بر دانشمندان و دانشجويان بسيار بخشنده بود . شريف رضى ، رحمه اللّه ، در نوجوانى قرآن را در نزد او خواند . روزى به او گفت : شريف ، كجا منزل دارى ؟ گفت : در خانهء پدرم در كوى « باب محوّل » . گفت : كسى مانند تو نبايد در خانهء پدرش ساكن باشد .
خانهء خودم در كوى كرخ را كه به « دار البركة » معروف است ، به تو بخشيدهام . رضى نپذيرفت و به وى گفت : من تا كنون از پدرم نيز هرگز چيزى را نپذيرفتهام . گفت : حقّ من بر تو ، بى ترديد ، از حق پدرت بيشتر است ، زيرا من كتاب خداى تعالى را حفظ تو كردهام . لذا سيّد آن هديه را پذيرفت .