چه اشكها را كه با انگشتانم پاك كردم ، و چه گريههايى كه با رداى خود پنهان ساختم و تظاهر به تحمل كردم .
خود را در برابر دشمن شكيبا و بردبار نشان دادم ، اما اگر به بيتابى و ناراحتى من پى ببرند دشمنان دل خود را بدان شفا مىبخشند .
اگر همهء مادران به نيكى و بزرگوارى تو بودند ، پسران از داشتن پدر بى نياز مىشدند .
مادر چگونه از مرگ تو خود را آرام سازم ، در حالى كه فضيلت تو اثرى جاويدان در برابر چشمانم دارد .
مرده نيست آن كو از زندگى جدا شده اما آوازهاش در كارهاى شايسته همه جا را فرا گرفته است .
مردم همه گواهى دهند كه او از برگزيدگان است ، زيرا فرزندان برگزيدهاى زاده است .
در هر تيرگى و خشكسالى و تنگنايى ، اثر يد بيضايى از او به چشم مىآيد .
هنگامى كه ذخيرهء پدران براى فرزندان به پايان رسد ، مىبينيم كه او ذكر جميلى براى ما ذخيره كرده است .
پدرانت چهرههاى درخشانى هستند كه سرچشمههاى نعمت گسترده از وجودشان جوشيده است .
از جمله « ناصر للحق » يا داعى به راههاى هدايت و بر طرف سازندهء اندوه و ناراحتيها ، صلوات و رحمت آن كس بر تو باد كه پيش از مرگ نيز از رحمت و پاداش او برخوردار بودى اگر سنگهاى قبرت پيام مرا به تو مىرسانيدند ، يا خاك فرياد مرا به گوشت مىرسانيد .
آههاى طولانى و اندهان و درد پيوستهء مرا مىشنيدى ، و وفادارى فرزندت را نسبت به خود مىدانستى .
( ديوان 1 - 26 )
برادر ( سيد مرتضى ) :
از آنجا كه سيد مرتضى تأثير بسيارى بر آثار