كتاب الكافى را كتابى بىمانند در اسلام مىداند . مولى محمد طاهر قمى هم تمامى كتب اربعه را مرجع فقها مىداند « 1 » مولى محمد باقر مجلسى ( درگذشته 1110 ق ) ، نويسنده نامدار بحار الأنوار و شارح كتاب الكافى ، اين كتاب را از لحاظ دقت و كامل بودن مهمتر از همه كتابهاى حديثى شيعه خوانده و آن را بهترين و عظيمترين تأليفات اماميه دانسته است . « 2 » ميرزا حسين نورى ( درگذشته 1330 ق ) نيز كتاب كافى را به دليل جامعيت در فقه ، عقايد و مواعظ و آداب شايسته برترى دانسته است .
كتابشناسانى مانند ميرزا عبداللَّه اصفهانى افندى « 3 » كنتورى ( درگذشته 1286 ق ) « 4 » و آقابزرگ طهرانى ( درگذشته 1389 ق ) « 5 » نيز از كتاب الكافى در مقايسه با كتابهاى ديگر ستايش كردهاند .
به ويژه در تشيع سدههاى متأخر و با رشد گرايش اخبارىگرى ، جايگاه كلينى و كتاب او الكافى بيشتر مورد تأكيد قرار گرفت و به ويژه پس از استقرار تشيع در ايران در عصر صفوى ، علاوه بر اهتمام فقيهان به كتاب الكافى به عنوان منبعى مهم دربارهء احاديث فقهى ، كتاب الكافى وبويژه بخش اصول آن به عنوان مهمترين مرامنامه اعتقادى شيعه ، دستكم از ديدگاه عالمان اخبارى و محدثين و گرايش تشيع اعتقادى قلمداد شد . اين امر از نوع ستايشهايى كه از كلينى و كتاب الكافى در منابع متأخر شده است ، به خوبى پيداست . « 6 » در همين مورد بايد توجه داشت كه كتاب الكافى بر خلاف
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 110 ، ص 129 .
( 2 ) . نك : مرآة العقول ، ج 1 ، ص 3 .
( 3 ) . نك : افندى ، رياض العلماء ، ج 2 ، ص 261 .
( 4 ) . نك : كنتورى ، كشف الحجب ، ص 418 ؛ براى مجموعهاى از نظرات عالمان شيعه دربارهء الكافى ، نك : خوانسارى ، روضات الجنات ، ج 6 ، ص 116 به بعد .
( 5 ) . نك : الذريعة ، ج 17 ، ص 245 .
( 6 ) . علاوه بر منابع گذشته ، نيز نك : اردبيلى ، جامع الرواة ، ج 2 ، ص 218 ؛ تفرشى ، نقد الرجال ، ص 339 ؛ قهپايى ، مجمع الرجال ، ج 6 ، ص 73 ؛ نراقى ، شعب المقال ، ص 103 ؛ ابوعلى الحائرى ، منتهى المقال ، ص 297 ؛ نورى ، مستدرك ، ج 3 ، 526 - 527 ؛ حسن صدر ، عيون الرجال ، ص 84 ؛ مامقانى ، تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 202 ؛ عباس قمى ، الفوائد الرضوية ، ص 657 ؛ همو ، الكنى والالقاب ، ج 2 ، ص 98 ؛ همو ، سفينة البحار ، ج 2 ، ص 494 .