2 . اين كتاب داراى احاديثى است كه پيوندى با باب مورد نظر ندارند .
3 . گاهى احاديثى را در آن مىيابيم كه در غير باب خود آمدهاند .
4 . گاهى يك باب در غير كتاب مربوطه آمده است .
5 . گاهى مؤلف عنوان مورد نياز را نياورده است و گاهى هم عنوانى را ذكر مىكند كه مربوط نيست .
مثلًا در كتاب المحاربين من اهل الفكر والرده ( كفار و مرتدان محارب ) ابوابى را آورده و آنها را « باب رجم الحبلى » ( سنگسار كردن زن حامله ) و باب « رجم المحصن » ( سنگسار كردن فرد مرتكب زناى محصنه ) ناميده است در حالى كه همانطور كه ملاحظه مىشود هيچ ربطى با كتاب مذكور ندارند و يا در كتاب المظالم والغصب بابى را آورده است با نام « باب ما جاء فى السقائف و جلس النبى صلى الله عليه و آله واصحابه فى سقيفة بنى ساعده » ( دربارهء آنچه مربوط به سايبانها و نشستن پيامبر و اصحابش در محل سقيفهء بنى ساعده است ) و در ذيل اين باب سخن عمر را در مورد حضور وى به همراه برخى از انصار و ابوبكر در سقيفه پس از رحلت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل مىكند و بى آنكه در خصوص شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و نشستن ايشان در زير سايبانى سخن به ميان آورد بلافاصله باب را به پايان مىبرد .
در كتاب المرضى والطب ( بيماران و پزشكى ) بابى را با نام « قوموا عنّى » ( از نزد من برخيزيد ) آورده است و حديثى را در آنجا در خصوص وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه حضرت فرمودند « بياييد براى شما مطلبى بنويسم تا پس از من گمراه نگرديد » .
در كتاب طلاق ، بابى را با نام « نكاح المشركات » ( ازدواج با زنان مشرك ) مطرح مىكند .
در كتاب « الجهاد » خصوصيات حور العين را ذكر مىكند و از اين دست موارد فراوان است .
بخارى با همهء عظمت و مقام شامخى كه دارد از كسانى همچون عمران بن حطان
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: محمد قنبرى
ص٩٠