ضعيف و يك حديث آن را - كه اضطراب سند دارد - به عنوان حديث حسن پذيرفتهاند .
ب ) مضمون اين احاديث با فلسفهء وجودى امام منافات دارد . امام بايد افزودهها را رد كند نه اينكه بدعتهاى موجود را يك جا تصويب كند .
ج ) اگر خداوند كريم پذيرفته باشد كه پاداش موعود در احاديث را عنايت بفرمايد پس چرا از پاداشهاى نقدى در دنيا اثرى نيست ؟ چرا با نوشتن نام جبرئيل تب بيمار قطع نمىشود ؟
پاسخ ايراد نخست :
ما دربارهء تعداد روايات فعلًا بحثى نداريم . فرض مىكنيم كه در اين مورد يك روايت بيش وارد نشده است ، و آن روايت « هشام بن سالم » مىباشد . اين روايت اولًا صحيح است و ثانياً اضطراب سند ندارد . اينك بيان آن :
روايت ياد شده به چهار طريق كه هر يك مايهء قوت و صحت روايت مىشود نقل شده است كه به صورت واضح به آنها اشاره مىكنيم :
1 . سيد بن طاووس از طريق و جاده از خود « اصل » هشام بن سالم نقل كرده است بدون اينكه در اين نقل كوچكترين واسطهاى در كار باشد . « 1 »
2 . برقى در محاسن خود ، اين حديث را از على بن الحكم و او از هشام بن سالم ، نقل كرده است . « 2 »
3 . صدوق در كتاب خود اين حديث را از پدر خود و او از برقى ، و او از على بن الحكم و او از هشام بن سالم و وى از صفوان و از امام صادق عليه السلام نقل كرده است . « 3 »
مقصود از صفوان كه در اينجا ميان هشام و امام صادق عليه السلام قرار گرفته است همان صفوان بن مهران جمال ثقه است ، و بودن ايشان در اين سند و نبودن او در اسناد ديگر مايهء اضطراب سند نمىشود چنانكه بعداً مىگوييم .
4 . كلينى حديث را از طريق على بن ابراهيم ، از پدرش ابراهيم بن هاشم ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن سالم ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . جامع احاديث شيعه ، ج 1 ، باب 9 از مقدمات .
( 2 ) . وسائل ، ج 1 ، باب 198 از مقدمات حديث 3 .
( 3 ) . ثواب الاعمال ، ص 160 طبع غفارى .
( 4 ) . وسائل ، ج 1 ، باب 18 از مقدمات حديث 6 .