طمأنينه نفس در انسان پيدا شود ، و قرار و ثبات نفس روزافزون شود .
و براى قلع اين ماده - كه مايهء تمام مفاسد است - انسان هر چه رياضت بكشد ، به جا و به موقع است ، و الحق ارزش دارد . و براى قلع آن تفكر در احوال گذشتگان و تفكر در قصص قرآنيه بهترين علاج است . . . . « 1 »
بالجمله ، اين امّ الامراض انسان را به انواع بليات مبتلا كند و كار انسان را به هلاكت ابدى كشاند . . . . « 2 »
6 . دستورالعملهاى اخلاقى
امام رحمه الله علاوه بر مواعظ شافيه و نصايح كافيه كه در جاى جاى اين اثر ديده مىشود ، گاهى اشارهاى نيز به دستورات عملى كردهاند كه براى سالكان كوى دوست بسى سودمند است :
. . . انسان بايد در همين عالم اين چند صباح را مغتنم شمارد و ايمان را با هر قيمتى كه هست تحصيل كند و دل را با آن آشنا كند . و اين در اول سلوك انسانى صورت نگيرد مگر آنكه اولًا ، نيت را در تحصيل معارف و حقايق ايمانيه خالص كند و قلب را با تكرار و تذكر ، به اخلاص و ارادت آشنا كند تا اخلاص در قلب جايگزين شود . . . .
پس در آن وقت ، با طهارت وجههء قرآن و ذكر را متوجه قلب كند ، و آيات شريفهء الهيه كه مشتمل بر تذكر و مشتمل بر توحيد است به قلب بخواند به طور تلقين و تذكير . و اكثر آيات شريفهء آخر سورهء حشر را از قول خداى تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ »
كه آيهء 18 است تا آخر سوره ، كه مشتمل بر تذكر و محاسبه نفس و محتوى به مراتب توحيد و اسماء و صفات است ، در يك وقت فراغت نفس از واردات دنيايى ، مثل آخر شب يا بين الطلوعين ، با حضور قلب بخواند و در آنها تفكر كند . اميد است - إن شاء اللَّه - نتايج حسنه ببرد . . . .
و اگر در شب و روز چند دقيقهاى به حب اقبال قلب و توجه آن - يعنى به مقدارى كه قلب حاضر است - نفس را محاسبه كند در تحصيل نور ايمان ، و از آن مطالبه نور ايمان
هامش
( 1 ) . ص 377 - 378 .
( 2 ) . ص 253 - 256 .