پس طريق سير انسان كامل از نقطه نقص عبوديت تا كمال عزّ ربوبيت ، عدالت است كه خطّ مستقيم و سير معتدل است و اشارات بسيارى در كتاب و سنّت ، بدين معنى است . چنان كه صراط مستقيم كه انسان در نمازْ طالب آن است ، همين سير اعتدالى است . « 1 »
از نظر حضرت امام رحمه الله ، هدف از سير كمالى انسان نيز رسيدن به مقام عدالت است :
بدان كه تعديل قواى نفسانيه كه غايت كمال انسانى و منتهاى سير كمالى بسته به آن است بلكه به يك معنى خود آن است ، از مهمّات امور است . « 2 »
فصل دوم . مباحث قرآنى
1 . فطرت
فطرت ، سرشت و جبلّه و درونمايه جانِ آدمى است و به عبارت ديگر ، چهره باطن آدمى است كه بدون دخل و تصرّف انسان و توسط خداوند متعال ، سرشته شده است .
قرآن كريم و روايات ، بر وجود فطرت و درونمايه نهاد آدمى پاى فشردهاند . آنچه در معارف الهىِ برگرفته از قرآن و سنّتْ دربارهء فطرت آمده ، بيان كننده نكات ذيل است :
يك . فطرت ، توسط حضرت بارى تعالى با جان آدمى آميخته شده است . آيه شريف :
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
« 3 » ناظر بر اين امر است .
دو . فطرت ، داراى دو سويه اصلى و بنيادين « عقيده » و « اخلاق » است . فطرت ، در عقيده ، آدمى را به سوى خداشناسى و يكتاپرستى دعوت مىكند و در اخلاق ، به سوى خوبىها و زيبايىها مىخواند .
سه . فطرت ، داراى نوعى ثبات و پايدارى است . بدين ترتيب ، به سادگى از بين نمىرود و حتّى در تاريكترين شرايط بحران روحى و انحراف اخلاقى ، پيام خود را مىرساند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 152 .
( 2 ) . همان ، ص 153 .
( 3 ) . سورهء روم ، آيهء 30 .