موضوعات پرداخته شده است : ادعاى يهودى بودن اعتقاد به بداء ، افتراى جعل بداء از سوى ائمهء رافضىها ، امكان تغيير قضا و قدر از ديدگاه اهل سنت ، محو و اثبات در نگاه مفسران اهل سنت .
فصل دوم . نسبت جهل به خداوند
ريشهء چنين نسبتى به شيعه اين است كه تعريف خاصى از بداء به اشتباه به شيعه نسبت داده شده است ، براى پاسخ به اين اتهام ، به 44 آيه ، 13 روايت ، اقوال علماى شيعه ، و چگونگى اعتقاد شيعه به صفات الهى تمسك جسته است .
فصل سوم . جايگاه و معناى بداء از نظر شيعه
نويسنده در اين فصل روشن مىسازد كه بداء در قضا و قدر غير حتمى واقع مىشود . در ادامه ، به اعتراضها و انكارها نسبت به اين نوع قضا و قدر از دو جهت پاسخ داده شده است : عدم فهم درست از قضا و قدر ، عدم تمييز ميان تقدير و علم .
فصل چهارم . نگاهى به احاديث بداء
اين فصل عهدهدار گردآورى احاديث بداء در كافى است . اين احاديث به چهار دسته تقسيم شدهاند : پنج حديث دربارهء اهميت بداء ، سه حديث در تفسير برخى آيات مربوط به محو و اثبات و تغيير اجل ، چهار حديث دربارهء انواع قضا ، و چهار حديث در نفى جهل از خداوند .
باب چهارم . شبههء تحريف قرآن كريم
باب چهارم ، يعنى آخرين باب كتاب ، سه فصل را در بر دارد :
فصل اول . طعنها در ضمن طرح شبههء تحريف
نويسنده در ابتدا معناى تحريف و انواع آن را بيان مىكند و سپس به اتهامهايى كه به استناد كافى وارد شده است ، پاسخ مىگويد . موضوعات مورد بررسى ، عبارتاند از : ادعاى استناد شيعه به احاديث تحريف قرآن براى اثبات امامت ، ادعاى بطلان استدلال شيعه دربارهء عدم وقوع تحريف ، اتهام توطئه در احاديث كافى ، جعل حديث در ميان مخالفان ، ادعاى اعتقاد شيعه به صحت همهء احاديث كافى ، كافى از ديدگاه