مانند اين نمونه : فلا قرّباللَّه دارك ، ترجمه : خانهات خراب شود ، چرا آمدى ؟ ( باب 125 ، حديث 8 ) .
6 . ترجمه روايت براساس مبانى تفكر شيعه و با رعايت جوانب مطلب .
7 . تطبيق معانى روايات با آيات قرآن ، براى اثبات اتقان شرح مورد نظر ( نمونه :
باب 124 ، حديث 8 ، باب 165 ، حديث 12 ) .
8 . شمارهگذارى ابواب ( به طور مسلسل ) جهت سهولت در مراجعهكردن .
9 . عدم ذكر سلسله راويان براى توجه بهتر و بيشتر به اصل حديث و به جهت اختصار . البته در مواردى كه سخنى از راوى پيش آمده ، شارح با تبحر كامل به آن پرداخته است . مانند شرح حديث 13 باب 131 ( توضيح « بعض رجاله » در سند حديث ) .
10 . ضبط اسامى راويان با دقت و وسواس تمام ، در مواردى كه نامى از آنها به ميان آمده است .
11 . توضيح مبسوط و مستدل براى شناساندن امامى كه در روايت فقط كنيه مباركش آمده ، يا به صورت « احدهما » ذكر شده است ( مثل باب 182 حديث 1 ) .
12 . مطرح كردن شبهات و ابهامات ، تحت عنوان « اگر گويى » و جواب به آنها تحت عنوان « گوييم » ( مانند : باب 165 ح 2 ) .
13 . توضيح بعضى از روايات با ذكر مصاديق و بيان تأويل آنها .
14 . اشاره به موارد اختلاف در وافى و مرآة العقول ( وى شرح خود را پس از آنها و ناظر به آنها نگاشته است ) .
15 . شرح خلاصهء مطالب باب در چند سطر ، در صدر هر باب .
16 . بيان نظرات خود تحت عنوان « مخفى نماند » يا « بدان كه » .
17 . ارجاعات دقيق به موارد مشابه قبل و بعد ، با ذكر شماره باب و حديث .
18 . ريشهيابى قبايل و معرفى اشخاص ، اعلام ، فرقهها ، وقايع تاريخى ( مانند معرفى قبايل مضر و غطفان و چاه جعرانه در شرح حديث 2 باب 176 ، معرفى عقايد زيديه در شرح حديث 3 باب 165 ؛ معرفى مرجئه و قدرِيه و حرورِيه در شرح حديث 13 همان باب ، داستان حوأب در شرح حديث 3 همان باب ) .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٩٥