كردهاند تا اختلاف در سخنان خود را توجيه كنند . پاسخ تفصيلى به اين سخنان را بر اساس آيات و احاديث ، در اين فصل مىخوانيم .
* فصل سوم - تقيه و كتمان با هم چگونه پيوند مىيابند ؟
كسانى كه بر رد كافى مطالبى نوشتهاند ، به شانزده حديث در اين مورد تمسك كردهاند كه تمام آنها در اين فصل بررسى مىشود ، از جمله بحث اصحاب كهف كه ذيل حديث چهارم مورد كنكاش دقيق قرار مىگيرد .
3 . 3 . 2 . باب سوم :
اصول بحث بداء چيست ؟ آيا بداء عقيدهاى است كه از يهود به مذهب شيعه راه يافته است ؟ نويسنده ضمن پاسخ به اين پرسش ، سخنان جمعى از مفسران اهل تسنن را مىآورد كه دربارهء امكان تغيير قضا و قدر ، و نيز دربارهء محو و اثبات سخن راندهاند .
* آيا عقيده شيعه به بداء ، بدان معنى است كه - العياذ باللَّه - خداوند حكيم را به جهل منسوب مىدارد ؟ نويسنده ، ضمن بيان تفصيلى در اين مورد ، دربارهء جايگاه بداء در نظام انديشه شيعه اماميه سخن مىگويد . پس از آن نگاهى بر چهار گروه از احاديث بداء مىافكند و به پرسشهايى كه دربارهء آنها مطرح شده ، پاسخ مىگويد .
4 . 3 . 2 . باب چهارم :
نويسنده در اين باب ، ثابت مىكند كه عقيده به تحريف قرآن ، بيش از كتب شيعه ، در كتابهاى اهل تسنن بيان شده است . در ضمن اين فصل ، به پرسشى فرعى - اما مهم - پاسخ داده مىشود كه آيا نگاه شيعه به كتاب كافى ، مانند ديدگاه اهل تسنن در مورد صحيح بخارى است ؟ نويسنده در همين باب ، بيان مىدارد كه احاديثى كه در كتاب كافى آمده و مخالفان ، آنها را دال بر تحريف دانستهاند ، به معناى تحريف نيست ، بلكه توضيحات تفسيرى امامان معصوم عليهم السلام بر آيات است .
در پايان بايد گفت : اين كتاب ، با زاويه ديد خاص خود ، جاى خالى را در پژوهشهاى مربوط به كتاب كافى و به عبارت بهتر ، در مورد عقايد شيعه اماميه ، پر كرده است . چنين پژوهشهايى به طور پيوسته بايد ادامه يابد تا جديدترين پرسشها
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٨٨