ثالثاً ، درصدد شناخت و تعيين طبقات رجال است كه سهم وافرى در ارزيابى اسناد روايى دارد ، شناخت و تعيين طبقات از چند طريق است كه در مقدمهء شرح از آنها سخن رفته است .
رابعاً ، مشتركات رجال را شناسايى كرده و بر طبق معيارهايى مضبوط تا حد ميسور آنها را جدا و متمايز مىسازد ، به گونهاى كه راوى واقعى حديث كه با ديگر روات همنام است ، شناخته شود .
خامساً ، قرائن مثبت و منفى متن را تا آنجا كه فرصت و توان و ديگر امور لازم اجازه دهند مورد بررسى قرار داده و بر پايهء طريقهء تجميع از آنها در ارزيابى حديث استفاده مىكند .
سادساً ، مسلكهاى متعدد را در حين تحقيق رجال حديث مورد اشاره يا بحث قرار مىدهد .
و سابعاً ، پس از به سامان رساندن امور ياد شده ، حديث را از جنبهء اعتبار و حجيت بر طبق سه مسلك ، تحقيق و ارزيابى مىكند ، اين سه مسلك يكى طريقه قدما است ، ديگرى طريقه متأخرين و سوم مسلك تجميع .
4 . مقارنهء متون احاديث با آيات قرآن . كارى كه به دليل ارتباط تنگاتنگ احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و عترت عليهم السلام بايد انجام گرفته و برايندش ملحوظ گردد . احاديث ، بيانها و تفسيرها و تفصيلها و تأويلهايى از قرآنند كه از وحى گرفته شدهاند و كانون آنها علم خطاناپذير و آسمانى معصومين عليهم السلام است ، قرآن ، مرجع و مأخذ و ميزان احاديث مىباشد .
5 . تفسير آيات مرتبط با روايات مورد شرح . از اين جهت ، شرح مذكور امتدادى از تفسير قرآن است .
6 . ارجاع حديث به حديث و تفسير احاديث به يكديگر و حل تعارضات از طرق مأثوره و بر اساس روش اكتشافى .
7 . تحقيق مقارن اجتهادى در مبحث اصول شناخت و اعتقاد و در مباحث اخلاق و تدابير و مدن و در مباحث فقهى و اصولى .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٥٠