2 . اصول و قواعد برآمده از تعاليم پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام .
3 . مبادى و ضوابط ضرورى دستگاه منطق .
4 . قواعد و عناصر عمومى فلسفه .
5 . اصول و قواعدى كه خود در تفكر فلسفى بدانها رسيده است .
6 . مدركيت عقل به عنوان حجت داخلى بدانگونه كه در لغت امامان عليهم السلام آمده .
7 . تطابق عقل و شرع .
8 . اتحاد احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام بهسانى كه حديث آخرين امام عليه السلام حديث نخستين امام عليه السلام و حديث امامان عليهم السلام حديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و حديث پيغمبر صلى الله عليه و آله حديث امامان عليهم السلام است .
مختصات شرح صدر المتألهين
اكنون پس از گزارش مبادى شرح مذكور ، چندى از مختصات آن نيز برشمرده مىشود :
1 . انسجام آن با مجموعههاى اصولى عقلى و شرعى به مثابهء يك شرح كلاسيك .
2 . اكتشافى بودن شرح ، بدين معنا كه وى درصدد كشف معانى از ابزار كلام است ، نه در پى تثبيت يك رأى و آنگاه تطبيقش بر احاديث .
بسيارى از شروح ديگر نيز اين خصلت را دارند ، اما برخى از شروح يا تفاسير اينگونه نبوده و در پى دريافت و كشف نيستند ، از پيش آراء يا مذاهبى را مفروض گرفته و با آنها به سان مدلولات نصوص رفتار مىكنند . سپس آراء يا مذاهب مذكور را بر نصوص تحميل كرده يا نصوص را بر آنها تطبيق مىدهند . اين قبيل از شروح و تفاسير تنها ابزارى براى تثبيت آراء و مذاهب صاحبان آنهايند ، بىآن كه گامى در راستاى آشكارسازى نهفتههاى آيات و احاديث بردارند .
در اينجا بايد يادآور شد كه مختصهء كشف ، مىتواند داراى مراتب باشد . مرتبهء برين آن ، مرتبهء كشف محض است كه به انجام رساندنش كارى است بس دشوار ، اما شدنى و ممكن . پس نبايد به دليل دشوارى از آن روى برتافت و به كشفهاى نسبى و ناخالص بسنده كرد .