صحيح و ضعيف در دو طريقه توثيق و تجميع ، هر كدام داراى دو مفهوم متمايز با دو ملاك متمايز است ، گو اينكه در منظره كلىتر دو عنوان صحيح و ضعيف بسان جامع مشترك اين معانى مختلف عمل مىكنند ، و از اين نظر صحيح و ضعيف ، در عين اختلاف معانى مشترك معنوىاند ، گرچه از جهت اصطلاحى و فنى محض مشترك لفظى مىباشند .
گفتارى پيرامون شروح كافى
كتاب كافى با ارزش و مدركيت بنيادى خود در علوم دينى افزون بر جامعيتى كه دارد در محيط اماميه جاى خود را باز كرد و در صدر كتب حديث قرار گرفت .
از اينرو علما بىوقفه در حفظ متن و ثبت كردن اجازات و اسانيد خود نسبت به آن و هم پژوهش و تحقيق و شرح آن كوشا بوده و هستند .
پس عجب نباشد اگر در طول سدهها تحقيقهاى ارزندهاى پيرامونش انجام گرفته و شرحهاى بسيارى بر آن نگارش يافته باشد . هر چند با نظر به اصالت و جامعيت كافى و با توجه به قضايا و مسائل محكم آن به ويژه در قسمت اصول مىبايستى اهتمامى بسى بيشتر و قوىتر به شرح و تفسير آن مىشد . اهتمامى كه اگر تهى از نگرشهاى ذهنى و منفى و جزميتهاى شخصى و غير منطقى به انجام مىرسيد و با توفيق هم رفيق بود ، سرنوشت جامعه مسلمين را مىتوانست به سوى يك جامعه مجهز به دانش برين و اخلاق برين و تمدن اسلامى پيروز دگرگونه سازد و اين كارى است كه عناصر آن در اين كتاب شريف به وديعت نهاده شده .
شمارى از شروح نگاشته بر كافى به گزارش ذيل است :
1 . شرح كافى ، نگاشته محمد على بن محمد البلاغى ( م 1000 ق ) گويا اين شرح از جهت زمان بر ديگر شروحى كه در اين گزارش مىآيد تقدم دارد .
2 . شرح امير اسماعيل خاتونآبادى ، استاد سيد نعمة اللَّه جزائرى ( م 1112 ق ) .
فرزند او به نام ميرمحمدباقر مدرس ، عهدهدار تعليم و تدريس سلطان حسين از ملوك صفويه بود .