در اراضى بغداد به سبب محاربه با جمعى از قطّاعان طريق كشته گشت . « 1 » و او را متنبّى گفتند براى آنكه نقل شده كه ادعاى نبوّت كرد و در باديهء سماوه خلق بسيارى بر او گرد آمدند و امير حِمْص او را بگرفت و توبه داد « 2 » و از كثرت حفظ او سمعانى نقل كرده كه به يك نظر مطالب سى ورقه را از بر مىكرده . « 3 » و سيّد شهيد قاضى نور الله رحمه الله او را از شعراء شيعه شمرده و اين شعرِ منسوب به صاحب ابن عبّاد را به دو نسبت داده :
أبا حَسَن لَو « 4 » كان حُبُّكَ مَدخَلي * جَهنَّم كان الفوزُ عندي جَحِيمَها
وَكَيفَ يَخافُ النّارَ مَن كانَ مُوقِناً * بأنّ أمير المؤمنينَ قَسيمَها « 5 »
و در اين روز ، به قول سيوطى در بُغيه « 6 » و غيره سنهء 710 قطب شيرازى محمود بن مسعود بن مصلحِ شيرازى در تبريز وفات كرد و در نزديك قبر بيضاوى به خاك رفت .
و قطب در اوّل شاگرد كاتبى بوده ، چون محقّق طوسى به قزوين آمد و به منزل كاتبى تشريف برد ، كاتبى قطب را به او سپرد ، و او ملازمت خواجه را اختيار نمود و از او علوم بسيار استفاده كرد تا به حدى كه او را از كثرت علم ، علّامه گفتند . و ما بين قطب و پسر خواهرش شيخ سعدى مطايباتى است كه جاى ذكرش نيست .
شب بيست و پنجم
نمازش هشت ركعت است ، در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد « 7 » و غسل در اين
هامش
( 1 ) . روضات الجنات ، ج 1 ، ص 224 ، ش 65 .
( 2 ) . وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 122 « ابو الطيب المتنبّى » .
( 3 ) . الانساب ، ج 5 ، ص 192 « المتنبّى » .
( 4 ) . مصدر : « إن » .
( 5 ) . مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 530 . قاضى نورالله اين دو بيت را از كتاب نقض الفضايح عبد الجليل رازى نقل كرده ، و در مجالس المؤمنين ( ص 526 - 531 ) هم مطلبى كه شيعه بودن را دلالت كند نيافتيم .
( 6 ) . بغية الوعاة ، ج 2 ، ص 235 - 236 ، ش 1983 .
( 7 ) . زاد المعاد ، ص 214