بس كه در جان فكار و چشم بيدارم تويى * هر كه پيدا مىشود از دور پندارم تويى
شخصى گفت بلكه خرى پيدا شود ، گفت : باز پندارم تويى .
شب بيست و چهارم
نمازش دو ركعت است ، در هر ركعت حمد و ده مرتبه سورهء نصر . « 1 »
شب بيست و پنجم
نمازش ده ركعت است ، درهر ركعت حمد و يك مرتبه « الهيكم التكاثر » . « 2 »
روز بيست و پنجم
در اين روز ، سنهء 105 ، يزيد بن عبدالملكِ مروان وفات [ كرد . ] « 3 » و اين يزيد سبطِ يزيد بن معاويه است و بعد از عمر بن عبدالعزيز به تخت نشست و تا مدّت چهل روز به سيرهء عمر رفتار مىكرد ، آنگاه چهل نفر مشايخ شام نزد او آمدند و قسم ياد كردند كه خلفا را در آخرت حساب و عقابى نيست . يزيد فريفته گرديد و از سيرت عمر دست كشيد و نقل شده كه غلبه كرده بود بر او محبّت جاريهاى حبابه نام و پيوسته با او در عيش و عشرت بود ، تا وقتى كه حبابه بمرد ، يزيد از مرگ او سخت غمگين شد و عيشش منغّص و عقلش ناقص شد و امر كرد كه مردهء حبابه را دفن
هامش
( 1 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 632 ، باب 44 ( اعمال شعبان ) .
( 2 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 632 ، باب 44 ( اعمال شعبان ) .
( 3 ) . التنبيه والاشراف ، ص 277 ؛ تاريخ مدينة دمشق ، ج 65 ، ص 312 .