و هم در اين روز ، به قول شهيد ، ولادت امام زين العابدين عليه السلام واقع شده است . « 1 »
علّامه مجلسى فرموده كه :
اگر احتياطاً امروز و روز سوم را حرمت بدارند و اعمال آن روز را در اين روز ، به عمل آورند خصوصاً زيارت ، بهتر است . « 2 »
و در اين روز ، سنهء 435 ، سلطان جلال الدولهء ديلمى كه از متصلّبين شيعه بوده وفات كرده . « 3 »
شب ششم
نمازش چهار ركعت است ، در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد پنجاه مرتبه . « 4 »
روز ششم
در اين روز ، سنهء 573 ، ابن الصيفى سعد بن محمد معروف به حيص و بيصِ شاعر وفات كرد و در مقابر قريش به خاك رفت . و از شعرهاى او است :
مَلِكنا فَكانَ العفوُ مِنّا سَجِية * فَلَمّا مَلِكتُم سالَ بِالدَّمِ أبطَح
و از براى او است قضيهء معروفهاى در انشاد آن . « 5 »
هامش
( 1 ) . الدروس ، ج 2 ، ص 12 ؛ توضيح المقاصد ، ص 20 .
( 2 ) . زاد المعاد ، ص 59 .
( 3 ) . توضيح المقاصد ، ص 20 .
( 4 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 630 ، باب 44 ( اعمال شعبان ) ؛ زاد المعاد ، ص 85
( 5 ) . مرحوم والد قدس سره در متن ، داستان ابن الصيفى را نقل نفرموده ، ما قضيه را يادآور مىشويم :
جمع كثيرى از علماى سنت در كتب خود نقل كردهاند كه يكى از ثِقات اهل سنت گفت : حضرت على بن ابىطالب را در خواب ديدم ، گفتم يا امير المؤمنين شما وقتى كه فتحِ مكه فرموديد خانهء ابوسفيان را مأمنِ مردم نموديد و فرموديد هر كس داخل خانهء ابوسفيان شود بر جان خود ايمن است ، شما اين نحو احسان در حقّ ابوسفيان فرموديد . فرزند او در عوض تلافى كرد و فرزندت حسين عليه السلام را در كربلا شهيد نمود و كرد آنچه كرد . حضرت فرمود : مگر اشعار ابن الصيفى را در اين باب نشنيدى ؟ گفتم : نشنيدم . فرمود : جواب خود را از او بشنو . گفت : چون بيدار شدم مبادرت كردم به خانهء ابن الصيفى كه معروف است به حيص و بيص ، و خواب خود را براى او نقل كردم ؛ تا خواب مرا شنيد ، شهقهاى زد و سخت بگريست و گفت : به خدا قسم كه اين اشعارى را كه امير المؤمنين عليه السلام فرموده ، من در همين شب به نظم آوردم و از دهان من هنوز بيرون نشده و براى احدى ننوشتهام . پس انشاد كرد از براى من آن ابيات را :ملكنا فكان العفو منّا سجية * فلما ملكتم سال بالدم أبطح
وحللتم قتل الأسرى وطال ما * غدونا على الأسرى فنعفو ونصفح
وحسبكم هذا التفاوت بيننا * وكل اناء بالذي فيه يرشح[ وفيات الأعيان ، ج 2 ، ص 364 - 365 ؛ الوافي بالوفيات ، ج 15 ، ص 140 « حيص و بيص » با اندكى اختلاف در الفاظ اشعار ] ( محسن ابن المؤلف )