- / راضيه ، يعنى راضى به قضاى حق تعالى ؛
- / مرضيه ، يعنى پسنديدهء خدا و دوستان خدا ؛
- / محدّثه ، يعنى مَلَك با او سخن گفته ؛
- / زهرا ، يعنى نورانى به نور صورى و معنوى .
معلوم باد كه فضائل آن مخدّره زياده از آن است كه احصا شود و من به جهت تبرّك به چند سطرى اكتفا مىنمايم .
مشايخ حديث از طريق عامّه روايت كردهاند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود :
فاطمه ، پارهء تن من است ، هر كه او را شاد گرداند ، مرا شاد گردانيده است ، و هر كه او را آزرده كند ، مرا آزرده كرده است . فاطمه عزيزترينِ مردم است نزد من . « 1 »
از عايشه روايت است كه گفت :
نديدهام احدى را كه در گفتار و سخن شبيهتر باشد از فاطمه به رسول خدا صلى الله عليه و آله . چون فاطمه ، به نزد آن حضرت مىآمد او را مرحباً مىگفت و دستهاى او را مىبوسيد و در جاى خود مىنشاند . و چون حضرت به خانهء فاطمه مىرفت برمىخاست و استقبالِ آن حضرت مىكرد و مرحباً مىگفت و دستهاى آن حضرت را مىبوسيد . « 2 »
از امام حسن عليه السلام روايت است كه فرمود :
در شب جمعه مادرم در محراب عبادت خود ايستاد و مشغول بندگىِ حق تعالى گرديد و پيوسته در ركوع و سجود و قيام و دعا بود ، و تا صبح طالع شد شنيدم كه پيوسته دعا مىكرد از براى مؤمنين و مؤمنات و ايشان را نام مىبرد و دعا براى ايشان بسيار مىكرد و از براى خود دعا نمىكرد . پس گفتم : اى مادر ! چرا از براى خود دعا نكردى ، چنانچه از براى ديگران كردى ؟ فرمود : « يا بُنَيَّ ، الجار ثُمّ الدار ؛ « 3 » اى پسرجانِ
هامش
( 1 ) . امالى مفيد ، ص 259 - 260 ، مجلس 31 ، ح 2 ؛ امالى طوسى ، ص 24 ، مجلس 1 ، ح 30 .
( 2 ) . الجوهرة في نسب الإمام علي وآله ، ص 16 .
( 3 ) . علل الشرائع ، ج 1 ، ص 181 - 182 ، باب 145 ، ح 1 ؛ دلائل الإمامة ، ص 152 ، ح 65 .