پشت به جانب قبر او مىكنند و فاتحهاى براى پدرش ، ابوبكر مىخوانند .
قبل از شهادت محمد چون ضعف او از حكومت مصر ظاهر شد ، امير المؤمنين ، اشترِ نخعى را با جمعى از لشكر به جانب مصر فرستاد . چون اين خبر گوشزد معاويه شد پيغام داد براى دهقان عريش كه اشتر را مسموم كن تا من خراج بيست سال از تو نگيرم ؛ چون اشتر به عريش رسيد ، دهقان آنجا پرسيد كه از طعام و شراب چه چيزى نزد اشتر محبوبتر است ؟ گفتند : عسل را بسيار دوست مىدارد ، پس آن مرد دهقان مقدارى از عسل مسموم براى اشتر هديه آورد و برخى از اوصاف و فوائد آن عسل را بيان كرد . اشتر شربتى از آن عسل زهر آلود ميل فرمود و آن روز را هم روزه بود ، عسل در جوفش مستقر نشده بود كه از دنيا رحلت فرمود - رضوان الله عليه . « 1 »
و در اين روز ، سنهء 96 ، وليد بن عبدالملكِ مروان وفات كرد . « 2 » و او قريب ده سال بعد از پدرش سلطنت كرد و در أخبار الدول از عمر بن عبدالعزيز نقل كرده كه گفت :
چون وليد را در لحد نهادم ديدم كه پاهاى خود را بر زمين مىكوبد و دستهايش را ديدم كه به گردنش غل كرده بودند . « 3 »
و وليد همان است كه بناء مسجد اموى در شام كرد و تعمير كرد مسجد رسول را در مدينه و آن را وسعت داد و مال بسيار در مصارف اين دو مسجد صرف كرد .
هامش
( 1 ) . و بعضى گفتهاند كه شهادت اشتر در قلزم واقع شد و نافع غلام عثمان او را مسموم كرد ، چون خبر شهادت اشتر به معاويه رسيد چندان خوشحال شد كه در پوست خود نمىگنجيد و دنياى وسيع از خوشحالى بر او تنگ گرديد . و گفت : همانا از براى خداوند جندى است از عسل . و چون امير المؤمنين عليه السلام از قتل اشتر خبر دار شد بسى تأسف خورد و زياده اندوهناك و كوفته خاطر گرديد و كلماتى در مدح اشتر گفت و از جمله فرمود :
« لقد كان لي كما كنتُ لرسول الله » [ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 15 ، ص 98 ] ؛ يعنى مالك اشتر براى من چنان بود كه من از براى رسول خدا بودم . و هم فرمود : « رحم الله ما لكاً و ما مالك ، لو كان صخراً لكان صلداً و لو كان جبلًا لكان فنداً و كأنّه قد مني قدا » . [ اختيار معرفة الرجال ( رجال كشى ) ، ص 66 ، ش 118 ] ( منه عفي عنه )
( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 5 ، ص 8 .
( 3 ) . أخبار الدول ، ج 2 ، ص 33 ، باب 5 ، فصل 6 ؛ نيز رك : كامل ابن اثير ، ج 5 ، ص 9 .