تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
گشت و بر سرير سلطنت قرار گرفت و سر مصعب را در مقابل او نهاده بودند و در كمال فرح و انبساط بود كه ناگهان يك تن از حاضرين را كه عبدالملك ابن عمير مىگفتند لرزه فرو گرفت و گفت : امير به سلامت باشد ، من قصّهء عجيبى از اين قصر الإماره به خاطر دارم ؛ پس قضيه معروفه را نقل كرد و بعضى از شعرا آن را به نظم آورده‌اند :
يك سره مردى ز عرب هوشمند * گفت به عبدالملك از روى پند روى همين مسند و اين تكيه گاه * زير همين قبّه و اين بارگاه بودم و ديدم بر ابن زياد * آه چه ديدم كه دو چشمم مباد تازه سرى چون سپر آسمان * طلعت خورشيد ز رويش نهان
بعد ز چندى سر آن خيره سر * بُد برِ مختار به روى سپر بعد كه مصعب سر و سردار شد * دست كش او سر مختار شد اين سر مصعب به تقاضاى كار * تا چه كند با تو دگر روزگار
عبدالملك از شنيدن اين قضيه ، به لرزه در آمد و امر به هدمِ دارالإماره نمود . « 1 »

روز چهاردهم

علّامه مجلسى فرموده كه كلينى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه : حضرت فاطمه عليها السلام هفتاد و پنج روز بعد از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله زنده بود . پس بنا بر مشهور كه وفات حضرت رسول صلى الله عليه و آله در 28 ماه صفر بوده بايد وفات
هامش
( 1 ) . براى اطلاع از شرح حال مصعب رك : تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 145 ، ذيل حوادث سال 67 هجرى ؛ تتمّة المنتهى ، ص 118 - 119
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى ) — صفحة 370 | الشيخ عباس القمي