أوجَدتَهُم لم يُذنِبوا فَرحِمْتَهم * أم أذنَبوا فَعَفَوتَ عَنهُم دوني
إن لَم يَكُن لِلعفوِ عندَكَ مَوضِعٌ * لِلمُذنِبينَ فأينَ حُسنُ ظُنوني « 1 »
شب دهم
در اين شب ، و به قولى روز 11 سنهء 7 ، شيرويه شكم پدر خود كِسرى را چاك زد و او را هلاك كرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين واقعه به رسولان كسرى خبر داد و اين بعد از آن بود كه نامه رسول خدا صلى الله عليه و آله را بدريد و آن حضرت در حقّ او نفرين كرد ، چنانچه در تواريخ و سير مسطور است .
روز دهم
در اين روز ، سنهء 199 ، ابوالسرايا در كوفه خروج كرد و مردم را به بيعت محمد بن ابراهيمِ طباطبا دعوت كرد به تفصيلى كه من در كتاب تاريخ خلفا ذكر كردهام . « 2 »
و در اين روز ، سنهء 282 ، محمد بن القاسم معروف به ابوالعيناء در بصره وفات كرد .
و اين بعد از آن بود كه از بغداد بر زورقى نشسته بود با هشتاد نفر ديگر كه به بصره آيند و آن زورق غرق شد و آن جماعت هلاك شدند جز ابوالعيناء ، با آنكه كور و نابينا بود ، خود را به تخته پارهاى چسبانيده و نجات يافت و چون داخل بصره شد وفات يافت .
و او مردى خوش مشرب و ظريف و حفوظ و اديب و فصيح اللسان و عَذْب البيان بوده و نوادرِ حكايات و مكالمات او در مجلس متوكّل و غيره معروف است . « 3 »
هامش
( 1 ) . أمل الآمل ، ج 1 ، ص 182 ، باب الميم ؛ موسوعة الشهيد الأوّل ، المدخل ( الشهيد الأوّل ، حياته و آثاره ) ، ص 436 - 437 .
( 2 ) . رك : تتمة المنتهى ، ص 323 - 329 .
( 3 ) . رك : وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 343 - 348 ، ش 643 « ابو العيناء » ؛ الكنى والألقاب ، ج 1 ، ص 171