و در شب اين روز ، سنهء 291 ، قاسم بن عبدالله وزير مكتفى بالله وفات يافت . و او مردى عظيم الهيبه و سفّاك و خونريز بوده ، لاجرم صغير و كبير از او ترسان بودند و راحت نبودند تا به مرگ او راحت شدند . بعض از اهل ادب در مرثيهء او گفته :
شَرِبنا عَشِيَّتَهُ ماتَ الوَزيرُ * سُرورٌ أو نَشرِبُ في ثالثِهِ
فَلا قَدَّسَ اللهُ تِلكَ العِظام * وَلا بارَكَ اللهُ في وارِثِهِ
و اين احقر ، مناسب ديدم كه در اين جا اين سه شعر را از سعدى نقل كنم كه خوب پندى فرموده :
منه دل بر اين دولت پنج روز * به دود دل خلق ، خود را مسوز
چنان زى كه ذكرت به تحسين كنند * چه مُردى نه بر گورت نفرين كنند
نبايد به رسم بد آيين نهاد * كه گويند لعنت بر او كاين نهاد
روز يازدهم
در اين روز ، سنهء 385 ، محمد بن عبدالله معروف به ابن سكرهء بغدادىِ شاعر وفات كرد . « 1 » و او از احفادِ مهدى بن ابى جعفر منصور عباسى است و معاصر است با ابن حجّاج شاعر امامى و او همان ابن سكره است كه ابن حجّاج در بعض اشعار خود او را هجو كرده .
روز دوازدهم
در اين روز ، سنهء 1 ، كه يك ماه از هجرت گذشته باشد ركعات نماز زياده شد و
هامش
( 1 ) . وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 413 ، ش 666 « ابن سكرة الشاعر » .