و استشهاد كرده به تصريح تلميذ او سيّد محمد نوربخش و تنصيصِ شيخ محمد بن ابى جمهورِ احسائى و گفته : « به ماهتاب چه حاجت شب تجلّى را » ؟ « 1 » و ليكن فرزند او سيّد شمس الدين محمد شيعى امامى است و فرزندش ميرزا محمد على معروف به ميرزا مخدوم شريفى ، سنّى بلكه ناصبى است و او است كه سلطان شاه اسماعيل ثانى را سنّى كرد و كتابى هم در ردّ شيعه نوشته موسوم به نواقص الروافض و قاضى نورالله - نوّر الله مرقده - ردّى بر آن نوشته ، مسمّى به مصائب النواصب . و پسر ميرزا مخدوم ، ابوالفتح شريفى ، صاحب آيات الأحكام ، شيعه و امامى و مصداق : « يُخْرِجُ الحَىَّ مِنَ المَيِّتِ » ، « 2 » چنانچه پدرش مصداق « يُخْرِجُ المَيِّتَ مِنَ الحَىِّ » « 3 » است .
بالجمله ، گويند كه چون مير سيّد شريف خواست دنيا را وداع كند ، پسرش با وى گفت : بابا ! مرا وصيتى كن . مير سيّد شريف گفت : بابا به حال خود باش .
پسر مضمون كلام پدر را به شعر در آورده و گفته :
مرا مير سيّد شريف آن بحر زخّار * كه رحمت بر روان پاك او باد
وصيت كرد و گفت ار زانكه خواهى * كه باشد در قيامت جاى تو شاد
چنان مستغرق احوال خود باش * كه از حال كسى نايد تو را ياد « 4 »
روز هشتم
در اين روز ، سنهء 232 ، به قول جمعى از علما ، ولادت حضرت عسكرى عليه السلام واقع شد . « 5 »
هامش
( 1 )
. مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 217 .
( 2 ) . روم ( 30 ) : 19 .
( 3 ) . روم ( 30 ) : 19 .
( 4 ) . روضات الجنات ، ج 5 ، ص 305 - 306 ، ش 522 . در بيت اوّل « مرا مير » ندارد .
( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 236 .