لا تَجزَعَنَّ رُوَيداً أنّها دُوَلُ * دُنيا تُنقَلُ من قَومٍ إلى قَومٍ
متوكّل را آن روز فرصتى نبود كه آن مكتوب را به او برسانند ، روز ديگر كه به وى رسانيدند فرمان داد او را از تنور بيرون آورند ، چون نزد تنور رفتند او را مرده يافتند . « 1 »
روز نهم
در اين روز ، سنهء 37 ، موافق تاريخ مسعودى « 2 » و تذكرهء سبط ، « 3 » شهادت عمّارِ ياسر در صفّين واقع شده .
بدان كه چون روز پنجشنبه نهم صفر شد جناب امير المؤمنين عليه السلام در صفّين به مبارزت بيرون شد و جنگ سختى شد و در آن روز عمار ياسر دادِ مردى و مردانگى مىداد و مىفرمود :
إنّي لَأرى وجوهَ قوم لا يَزالون يُقاتلون حتّى يرتابَ المُبطلون . وَاللهِ لو هَزمونا حتّى يبلغوا بنا سَعَفات هجر لكنّا على الحقّ وَهُم على الباطِل . « 4 »
پس حمله كرد و جنگ نمايانى نمود و برگشت به موضع خود و طلب آبى نمود ، زنى از بنى شيبان كاسهء شيرى از براى او آورد . عمّار چون كاسه شير را ديد ، گفت : الله اكبر ، امروز روزى است كه شهيد شوم و دوستان خود را در آن سراى ملاقات نمايم .
پس رجز خواند و مقاتله كرد تا آنكه ابوالعاويه ( الهاويه خ ل ) عاملى و ابوحراء
هامش
( 1 ) . رك : الوافي بالوفيات ، ج 4 ، ص 26 - 27 ، ش 3 « ابن عبدالملك » .
( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 391 . در مروج ظاهر 9 ذيحجه است ؛ چون در ص 387 مىگويد : « ولما كان أوّل يوم منذي الحجّة . . . » تا روز نهم پنجشنبه ماجراى شهادت عمار را بازگو مىكند .
( 3 ) . تذكرة الخواص ، ج 1 ، ص 415 .
( 4 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 391