دور كن . اگر چهار كس در كارى همدست شدند و دو تن بر خلاف شد ، آن دو تن را بكش . اگر سه تن به راهى رفت و سه تن طريق ديگر گرفت ، آن سه تن كه عبدالرحمان بن عوف در آن است بر صواب باشند ، طرف ديگر را گردن بزن . « 1 » اگر سه روز به نهايت شد و هنوز ايشان در امرى اتفاق نكردند ، هر شش تن را گردن بزن و بگذار مسلمين را تا از براى خود اختيار كنند .
پس به نزد عايشه فرستاد و خواستار شد كه اذن بدهد در رواق رسول خدا صلى الله عليه و آله به خاك رود . « 2 » عايشه قبول كرد . عمر وصاياى خود را كرد و در اواخر ماه وفات نمود .
امير المؤمنين عليه السلام در خطبه شقشقيّه كه بعضى دردهاى دل خود را اظهار فرموده از جمله از شوراى عمر دردِ دل كرده در قول خود كه « فيا لِلّه وَلِلشورى » ، إلخ . « 3 »
روز بيست و هفتم
در اين روز ، سنهء 132 ، مروان بن محمد بن مروان بن الحكم به قتل رسيد « 4 » و دولت آل مروان منقرض شد و اين مروان كه آخر خلفاى مروانيّه است ملقّب به حمار است و سبب اين لقب را مختلف گفتهاند و در اخبار الدُّوَل است كه :
مروان ملقّب به حمار بود به جهت كثرت صبر او بر شدايد و مكاره حروب و هيچ گاه از جنگ روى بر نمىتافت و از اين باب است مَثَلى كه مىگويند : « فُلانٌ أصبَرَ مِن حِمار في الحُروب » . « 5 »
هامش
( 1 )
. تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 265 ؛ كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 67 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 265 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 34 ، خطبهء 3 .
( 4 ) . كامل ابن اثير ، ج 5 ، ص 424 .
( 5 ) . أخبار الدول ، ج 2 ، ص 58 ، فصل 14 .