معتبره ذكر شده است .
روز چهاردهم
در اين روز ، سنهء 317 ، قرامطه به سركردگىِ ابوطاهر قرمطى وارد مكه شدند و دست تعدّى بر مسلمانان گشادند و ايشان را در مسجدالحرام بكشتند و كشتگانِ ايشان را در چاه زمزم بريختند و جامهء كعبه را برداشتند و بر خود قسمت كردند و اموال حاجّ و خانههاى مكه را غارت كردند و باب خانه و حجرالأسود را بكندند و حَجَر را با خود حمل كردند به « هَجَر » بردند و زياده از بيست سال نزد ايشان بود . امير بغداد و عراق پنجاه هزار دينار به ايشان دادند كه حَجَر را رد كنند ، قبول نكردند تا در زمان « مُطيعُ لِلّه » در سنهء 339 ، به امرِ عبيداللهِ مهدى اسماعيلى ، صاحب مملكت افريقيّه به مكه برگردانيدند . « 1 »
در وقتِ بردنِ حَجَر ، چهل شتر در زير بار او هلاك شد و در وقت برگردانيدن بارِ يك شترِ لاغرِ بى طاقت كردند ، همان او را ببرد « 2 » و از بركت آن ، فربه و چاق شد . و اين استبعادى ندارد ؛ چه آنكه حجرالأسود ، آيتى است از آيات الهى و از براى او شؤونى است كه جاى نقلش نيست .
در مجمع البحرين در لغت قرمط از شيخ بهائى نقل شده كه :
در سنهء 310 ، در ايام موسم قرامطه داخل مكه شدند و حجرالأسود را بردند و بيست سال نزد ايشان بود و خلق بسيارى بكشتند و از جمله على بن بابويه بود كه در طواف بود . قرامطه شمشير بر او زدند . او از پاى در آمد و بر زمين افتاد و بگفت :
تَرَى المُحِبّينَ صَرعى في ديارِهِم * كفتيه الكَهف لا يَدرونَ كَم لَبِثوا « 3 »
هامش
( 1 ) . رك : كامل ابن اثير ، ج 8 ، ص 207 - 208 .
( 2 ) . رك : شرح نهج البلاغه ابن ميثم ، ج 3 ، ص 349 . ابن ميثم تعداد شتران را 25 نفر گفته است .
( 3 ) . البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 182 ؛ مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 493 - 494 ؛ خاتمة المستدرك ، 3 ، ص 281 .