عبد السلام بن محمّد الحرّ العاملي المشغري « 1 »
عموى والد « ح مل » و جدّ امى او . عالم عظيم الشأن جليل القدر زاهد عابد ورع فقيه محدّث ثقه ، كمنظير در زهد و عبادت ، تلميذ پدر و برادرش شيخ على و صاحب معالم و مدارك ، صاحب رسائلى در مقنطرات و رسالهاى در جمعه و ارشاد المنصف البصير إلى طريق الجمع بين أخبار التقصير و غيرذلك . « ح مل » گفته كه ، من قرائت كردم بر او به سن ده سالگى و او ماهر در فقه و عربيت و حسن التقرير و حافظ مسائل و نكت بود و در سن هشتاد نابينا شد پس در آن وقت قرآن را حفظ نمود و از نود گذشت كه وفات كرد و من او را مرثيه گفتم به قصيدهاى طولانى :
مضى طود حلم بحر علم لفقده * تكاد الجبال الراسيات تزعزع
فغاضت بحار العلم يوم وفاته * و فاضت عليه للمكارم أدمع
پس هشت بيت ديگر نقل كرده آنگاه گفته كه مرثيه گفتم او را به قصيدهء طولانى ديگر و پانزده بيت از آن را نقل كرده كه از جمله آنها اين چند بيت است :
آه ! مما جنت يد الموت فى * أكمل أهل العلى و خير الأنام
زاهد عابد تقي نقي * طاهر النفس عالم علام
كان يدعى عبد السلام فأضحى « 2 » * سيدا مالكا لدار السلام
قدس اللّه روحه و سقاه * من غمام الرضوان غيث السلام
شيخ على برادر « ح مل » در در مسلوك « 3 » فرموده كه وفات جدم در سنهء 1041 بوده و در مشغر جنب شيخ على بن رضوان به خاك رفت .
عبد السميع بن فيّاض الأسدي الحلّي « 4 »
شيخ عالم فاضل فقيه متكلم جليل ، صاحب كتاب تحفة الطالبيين في أصول الدين ، و
هامش
( 1 ) . امل الآمل ، ج 1 ، ص 107
( 2 ) . در ديوان « فأمسى » است ر . ك : پاورقى امل الآمل ، ج 1 ، ص 108
( 3 ) . در المسلوك از برادر شيخ على ، آقا شيخ احمد است و خود محدّث قمى - رضوان اللّه تعالى عليه - نيز در صفحه . . . اشاره فرمود ، و اينجا احتمالا در هنگام استنساخ اشتباه شده باشد
( 4 ) . تكملة امل الآمل ، ص 263