بلكه نقل شده كه ، سلطان مذكور در بعضى از سفرهاى خود از محقّق مذكور درخواست كرد كه در مجلس سلطانى به نيابت او بنشيند و به امر رعيت و مملكت برسد و ايشان قبول فرمودند . و الله العالم « 1 » .
و تلامذه و اساتيد او بسيار بودهاند . و از حدائق المقرّبين نقل كرده كه ، وفات او در آخر سال هزار و نود و نه در اصفهان بود ، و در تخت فولاد نزديك قبر بابا ركن الدين به خاك سپرده شد ، و سلطان موصوف امر فرمود كه قبهء عاليهاى بر مرقد او بنا كردند ، و گفته كه سنگ لوح او از يشم بود و قيمتش زياد بود ، افاغنهء ملعون در ايام غلبه بر اصفهان او را شكستند ، پس ديگرباره مردم بعد از فتنه افاغنه بر قبر او و قبر آقا جمال الدين پسرش دو سنگ مرمر قرار دادند .
و از كرامت آن مزار آن است كه مردم به جهت زيارت اين قبر ازدحام و هجومشان زيادتر است از ساير قبور و گويا اين از بركات سمىّ او امام مظلوم عليه السّلام بوده چنان كه در تاريخ او گفته شده :
« امروز هم ملائكه گفتند يا حسين » ، و أما تاريخها بالعربية فهو قوله سبحانه و تعالى :
ادْخُلِي جَنَّتِي
[ 1098 ] « 2 » .
و العجب أنّها أيضا خاتمة سورة الفجر التى هى بلسان الأخبار سورة مولانا الحسين عليه السّلام ، و ضمير المؤنث خطاب لنفسه المطهّرة فى مقام التأويل . انتهى .
قلت : و فى تطبيق هذه الكلمة الشريفة على تاريخ الوفاة نظر لا يخفى .
و مرحوم آقا حسين را رباعيات لطيفه است از جمله :
تا دست به همت رسايى نزنى * بر همت خلق پشت پايى نزنى
چون حلقه مباش در جهان دست تهى * تا هر ساعت در سرايى نزنى
هامش
( 1 ) . روضات الجنات ، ج 2 ، ص 350 - 351
( 2 ) . همان ، ص 358