ميان مرد و زن . زنانى را كه زناشويى با آنان حرام است برمىشمرد و مطلب را از زن پدر آغاز كرده و به جمع ميان دو خواهر پايان داده است . همچنين از ازدواج با زنى كه داراى شوى باشد سخن مىگويد .
آن گاه از روابط مشروع ميان مرد و زن كه از راه ازدواج به وسيلهء عقدى كه دو طرف از انعقاد آن راضى باشند سخن به ميان آورده ، تأكيد مىكند كه همه بندها و مواد اين قانون لازم الاجراست به عبارت ديگر - چنان كه در عهد جاهليت مىپنداشتند - زوجيت تملك زن از طرف شوهر نيست .
همچنين سخن از ازدواج كنيزان است . و اينكه با آنان چه روابطى بايد داشت تا در اثر نيازهاى مالى يا از آن جهت كه در جامعهء اسلامى زنى غريبه است .
تحت حمايت اجتماع قرار گيرند تا كارشان به فساد نكشد . اسلام تأكيد مىكند كه / 50 اين احكام و قوانين كه براى شما آوردهايم پايه و اساس تمدن شماست و سهل شمردن و بىاهميت دانستن آنها پايههاى موجوديت شما را سست و اى بسا كارتان را به نابودى كشد ، آن سان كه پيشينيان شما را به نابودى كشيد ، و معلوم مىدارد كه قانونگذارى اسلامى يك قانونگذارى واقعى است و در آن ضعف و ناتوانى انسان و حدود تواناييهاى او معلوم شده و اگر نه واقعگرايى اين قانونگذارى بود ، بسيارى از مردم در كورهء فساد و پيروى شهوات فرو مىغلتيدند .
شرح آيات :
زنانى كه ازدواج با آنها حرام است
[ 22 ] در عصر جاهليت رسم بر آن بود كه چون پدرى مىمرد ، زن او به صورت يك كالا به پسر بزرگش به ارث مىرسيد ، در آيه نخست از مجموعهء اين آيات اين قاعده را نفى كرده است .
«
وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ
- با زنانى كه پدرانتان به عقد خويش درآوردهاند ، زناشويى مكنيد مگر آنكه پيش از اين چنان كرده باشيد . »