صفات علماء
رهبرى اين گروه بر مردم بر اساس وجود چند صفت است در آنها چون آگاهى از علم فقه و وجود عدالت و قدرت اجرايى در امور اما آن دو صفت نخستين دليل آن اين عبارت است از آيه : « بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ - به حفظ كتاب خدا مأمور بودند . » يعنى بدان سبب كه امينان بر كتاب خدا هستند و نيز هر قدر كه يكى از آنها از كتاب خدا آگاهتر باشد و آن را بيشتر اجرا كند ، به عبارت ديگر هر چه دانشش از فقه افزونتر و تقوايش بيش باشد رهبرىاش بزرگتر و وسيعتر است اما تصدى رهبرى دليل بر آن آنجاست كه مىفرمايد : « وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ - و بر آن گواهى دادند . » يعنى شاهدان اجراى احكام و مواظب مردم كه تا چه حد آن را اجرا مىكنند . ولى علما به اين مقام رفيع نتوانند رسيد مگر وقتى كه از دو مانع بگذرند : ترس از مردم و ميل و علاقهء به دنيا . « فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا - پس از مردم مترسيد از من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندك مفروشيد . » / 385 زيرا كالايى پس ارزشمند است . « وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ - و هر كه بر وفق