مىگويد :
«
وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا
- و از بيم آنكه مباد به سن رشد رسند ، اموالشان را به ناحق و شتاب مخوريد . » زيرا كسى كه مال يتيم را مىخورد ، در خوردن اسراف مىكند و در كار خود شتاب مىورزد تا مباد پيش از آنكه آن اموال به پايان رسد يتيم بزرگ شود و دارايى خود را مطالبه كند . ولى با همهء اين احوال ولىّ و سرپرست يتيم حق دارد كه در برابر نگهدارى اموال او اجرتى اخذ كند بويژه اگر خود فقير و نيازمند به آن اجرت باشد :
«
وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
- هر كه توانگر است عفت ورزد و هر كه بينواست به آن اندازه كه عرف تصديق كند بخورد .
و چون اموالشان را تسليمشان كرديد ، كسانى را بر آنان به شهادت گيريد و خدا براى حساب كشيدن كافى است . » مراد اين است كه مهمتر از به شهادت گرفتن ديگران ، عامل و جدان و ايمان است كه صاحب آن مىداند كه خدا از او در روز شمار حساب خواهد كشيد و همين امر او را از خوردن مال يتيم بازمىدارد .
ارث ، چرا ؟ براى چه كسى ؟ چگونه ؟
[ 7 ] از مظاهر آن اقتصاد موجه كه مورد تأييد اسلام است يكى حقوق ارث است اين حق افراد را به كار و توليد ترغيب مىكند ، انگيزهء آن علاقه و عشق آدمى است به فرزندان خود كه چون نيازهاى خود را از حاصل كار و دسترنج خود برآورد براى خوشبخت كردن / 26 فرزندان خود ، بعد از خود نيز چيزى بر جاى گذارد .
آدمى هر لحظه در معرض مرگ است و گاه ممكن است چنين فكر نابجايى از خاطرهاش بگذرد كه براى چه كسى اين رنج و تلاش را بر خود هموار سازد ؟
قانون ارث به اين سؤال پاسخ مىدهد .