اين امر اين است كه به طور مستمر واقع شده است .
مىدانيم كه باران جزئى از سنّت حيات است زيرا مكرّر باريدن آن اتّفاق مىافتد و لرزش نيز جزئى از طبيعت زمين است زيرا هر چند گاه زلزلهاى زمين را مىلرزاند ، بنا بر اين رسالت پيامبران هم تا زمانى كه به شكل مكرر واقع مىشود جزئى از سنتهاى زندگى است .
«
وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ
- پيامبرانى كه پيش از اين داستانهايشان را براى تو گفتهايم و پيامبرانى كه داستانهايشان را براى تو نگفتهايم . » اين ارتباط رسول با خدا گاه از وحى هم فراتر مىرود و به صورت تكلم بدون واسطه درمىآيد . يعنى خدا با انسان بىهيچ واسطهاى سخن مىگويد . مسلم است چنين وحيى از وحى از پشت پرده قوىتر است .
«
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
- و خدا با موسى سخن گفت ، چه سخن گفتنى ، بىميانجى . »
تبشير و تحذير دو وظيفهء پيامبران
[ 165 ] هدف اصلى از بعثت انبياء بشارت دادن به زندگى بهتر و تحذير از هلاكت است . تا كسى فردا نگويد : اى پروردگار ما چرا براى ما پيامبران نفرستادى تا گمراه نشويم و در هلاكت نيفتيم . اين يكى از دلايل عقلانى است بر اينكه خداوند بايد رسولان را مبعوث دارد . ديگر آنكه خدا به ارسال رسل قادر است و در اين ترديدى نيست . زيرا خداوند حكيم است و / 257 او افراد بشر را پيش از آنكه حجت را بر آنان تمام كند عذاب نمىنمايد :
«
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
- پيامبرانى مژده دهنده و بيم دهنده ، تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد و خدا پيروزمند و حكيم است . » اگر خداوند پيامبران مژده دهنده و بيم دهنده را نمىفرستاد اين امر با عزت