شرح آيات :
آرزوها و جوهرهء مسئوليت
[ 123 ] آيا اگر كسى آرزو كند ميليونها ريال پول داشته باشد به دستش خواهد آمد . آيا مىتوان در عالم خيال شهرى بزرگ بنا كرد و در آن زيستن گرفت ؟ هرگز ، پس چگونه آدمى آرزوى بهشت مىكند ، جايى كه ميليونها ريال در برابر ارزش آن هيچ است و از هر شهر كه در عالم خيال به تصور درآيد بيش . اين آرزو به آرزوى پير مردى ماند كه فرزند عزيزش را در يك حادثهء ناگهانى از دست داده است ولى فاجعه چنان هولناك است كه نمىخواهد مرگ او را باور كند بلكه براى تخفيف آلام خود پيوسته به زنده بودن او مىانديشد . / 200 پير مرد واقعا مىداند پسرش مرده است ولى از چنگال عقل واقعگراى مىگريزد تا در سايه خيال خوش خويش بيارامد . اينان كه از مسئوليتهاى اعمالشان به دامن آرزوها مىگريزند از اين سنخ مردمند . ارواح حقير آنها ، ارادههاى ناتوان و سست آنها نمىتوانند زير بار مسئوليتها روند ، از اين رو به سايه خيال مىگريزند و نفوس خويش به انواع امانى مىفريبند . مثلا مىگويند : مسيح گناهان ما را با دادن جان خويش خواهد خريد ، هبل ما را از عذاب پروردگار رهايى خواهد بخشيد . و از اين قبيل . . . اما قرآن آدمى را رودرروى مسئوليتهاى زندگى خويش قرار مىدهد و مىگويد : « لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ - نه بر وفق مراد شماست . »