دانستى كه چه صورت دارد با آنكه پيش از ايشان كه بود و هرگز نبود كه ايشان نبودند . با آنكه توان گفت كه افضليت بر انبيا بيرون نمىآيد ؛ چرا كه شايد كه هيچچيز در ايشان كه موجب فضيلت و بهترين بودن است پيش خدا ، نبوده باشد كه در ديگرى نبوده باشد .
و اوصاف ايشان كه مذكور شد همهء آنها در همهء ايشان باشد . ليكن بهواسطهء آنكه هركدام كه مشهور به وصفى بودند ، آن ذكر شد ؛ خصوصا نزد ايشان كه افضليت بهمعناى كثرت ثواب است و آن از اينها معلوم نمىشود .
و ديگر معلوم است كه در وصف نبوت و موجب آن شريك نيست .
و ديگر آنكه خبر خود وارد است و دلالت مسلّم است ، پس بايد قايل شد يا رد يا تأويل كرد .
و در مواقف بعد از ذكر هردو طريق اجمالى و تفصيلى ، گفته كه : « جواب از كلّ آن است كه اينها دلالت بر فضيلت مىكند نه افضليت چون چنين باشد و مرجع افضليت به كثرت ثواب است ؟
و آنراجع است به كسب طاعات و اخلاص در آن و آنچه عايد شود به نصرت اسلام » « 1 » و شارح نيز گفته .
و تو اگر انصاف دهى مىدانى كه اينها همه دلالت بر افضليت مىكند چنان كه معلوم شد . و كثرت ثواب به واسطهء عبادت باشد و كدام عبادت بود كه در حضرت امير بيشتر از ديگرى نبود چنان كه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 372 .