تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤
بودم كه جمعى از جوانان بنى هاشم آمدند چون چشم مبارك آن حضرت بر ايشان افتاد رنگ مباركش متغير شده آب در ديده‌ها بگردانيد ! پس ايشان گفتند : يا رسول اللّه ! چرا هميشه ما ، در چهره شما چيزى مىبينيم كه مكروه مىداريم ؟ ! رسول خدا فرمود : به درستى كه ما از آن اهل بيتيم كه اختيار كرده است حق تعالى آخرت را براى ما و برگزيده است آن را به جهت ما و به درستى كه اهل بيت مرا بعد از من بلاها و آزارها و محنتها خواهد رسيد و در محنت خواهند بود تا آنكه قومى از جانب مشرق بيايند كه با ايشان علمهاى سياه باشد و طالب حق باشند و به ايشان نمىداده باشند ، پس ايشان جهاد كنند و كار بر ايشان تنگ سازند تا چون خواهند كه حق را به ايشان تسليم نمايند قبول نكنند و حق را به مردى از اهل من واگذارند كه مملو سازد زمين را از عدل ، چنانچه قبل از اين مملو شده بود از ظلم ؛ پس بايد كه از شما كسى هرگاه دريابد آن قوم را به جانب ايشان شتابد و اگر چه رفتنش ممكن نباشد الّا به سينه و زانو و اگر چه راهش بر روى برف باشد . « 1 » بيست و هشتم از حذيفهء يمانى مروى است كه از رسول خدا شنيدم كه گفت : واى بر اين امت از پادشاهان جبابره كه چگونه خواهند كشت و چگونه خواهند ترسانيد كسانى را كه اطاعت ايشان نكنند مؤمن و متقى ، در آن حال به زبان با ايشان خواهند ساخت و به دل از ايشان گريزان خواهند بود تا چون حق تعالى خواهد كه به قدرت كامله خود باز اسلام را عزيز سازد ، جبّاران را به يكديگر گرفتار كند و كار اسلام را بعد از آنكه فاسد شده باشد به صلاح بازآرد ؛ پس خطاب به من كرده فرمود ؛ اى حذيفه ! اگر باقى نمانده باشد از عمر دنيا الّا يك روز كه البته حق تعالى دراز مىگرداند آن روز را تا آنكه مالك و حاكم دنيا شود مردى از اهل بيت من كه قتلهاى عظيم بر دست او جريان يابد تا اسلام ظاهر شود و كفر بر طرف گردد و اللّه
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 262 .