همان نحو كه بود مىگذاشت و عمر را عزيزتر از آن مىداشت كه صرف دوختن سر آستين نمايد و نانخورش آن حضرت سركه بود يا نمك يا صعتر و اگر بر اينها زياده نمودى از سبزيها و گياههاى زمين ، خورش ساختى و از گوشت مكرّر نخوردى و اگر هم خوردى بسيار كم خوردى و فرمودى كه شكم خود را مقبرهء حيوانات مسازيد . و غلاف شمشيرش از ليف بود و جامه را كوتاه پوشيدى و درشت و آن قدر پينه زدى كه گفتى از راقع آن شرمنده شدم .
و اخطب الخطباء خوارزم از عمّار ياسر روايت كرده « 1 » كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه فرمود : يا على ! به درستى كه حق تعالى زينت داده ترا به زينتى كه هيچ بنده را به آن چنان زينتى مزيّن نساخته كه آن دوستتر است در نزد حق تعالى مر تو را از جميع دنيا : اول آنكه ترا دشمن گردانيده با دنيا و دوست گردانيده ترا با فقراء و راضى ساخته به متابعت ايشان به تو و امام بودن تو ايشان را ؛ يا على ! خوشا به حال كسى كه دوست دارد تو را و تصديق مراتب تو كند و واى بر كسى كه دشمن دارد تو را و تكذيب تو نمايد ؛ پس آن كس كه تو را دوست دارد و تو را تصديق كند ، برادر تو است در دين تو و شريك تو است در بهشت تو و اما آنكه ترا دشمن دارد و تكذيب كند ، سزاوار است كه حق تعالى روز قيامت او را در مقام كذّابين بدارد و به عذاب آن طايفه معذّب گرداند .
و در « مناقب خوارزمى » مذكور است كه عدىّ بن ثابت گفت : در خدمت امير المؤمنين بودم شخصى از براى آن حضرت پالوده آورده آن سرور ، ابا از تناول نمودن آن نمود و فرمود كه چيزى كه رسول خدا از آن نخورده باشد دوست نمىدارم كه از آن بخورم « 2 » .
و ايضا در آن كتاب مسطور است « 3 » كه شخصى گفت كه به خدمت آن حضرت
پاورقی
( 1 ) . مناقب خوارزمى ص 119 .
( 2 ) . مناقب خوارزمى ص 199 .
( 3 ) . مناقب خوارزمى ص 119 .