بيان اصحاب در مورد مرد كه جهر عرفى و اخفات عرفى باشد و يا در مورد زن كه در صورتى جهر واجب است كه نامحرم صدايش را نشنود مأخذى ندارد . . . پس مىتوان در مقام جمع بين ادله ، روايت مجمل را كه در خصوص جهر و اخفات وارد شده است حمل بر استحباب كرد . همچنان كه سيد مرتضى در الانتصار قائل به استحباب جهر و اخفات است . « 1 »
حكم مستحقين خمس
خمس يعنى يك پنجم و در فقه به معنى يك پنجم از اموال است و هر كس بايد از درآمد خود و مازاد بر مخارجش ، يك پنجم آن را به مستحقين خمس بدهد . آيه خمس چنين است :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ . . . »
الانفال : 41 .
طوائف ثلاثه يتيم و مسكين و در راه مانده بايد از سادات هاشمى باشند .
حال بحث است ، هاشمى كه در باب خمس مطرح است بايد انتساب او از جانب پدر باشد و يا از جانب مادر نيز صحيح است .
سيد مرتضى قائل است كه طوائف سهگانه چه از جانب پدر و چه از جانب مادر اگر منتسب به هاشميين باشند ، به آنها خمس تعلق مىگيرد . « 2 » ابن حمزه نيز بنا به نقل فيض قائل به همين قول است . « 3 » سيد ابن زهره در غنيه تنها انتساب به امير المؤمنين عليه السّلام و جعفر و عقيل و عباس را ذكر كرده « 4 » و شيخ سلار در المراسم
هامش
( 1 ) . زبدة البيان ص 82 - 84 .
( 2 ) . الانتصار ص 154 به بعد .
( 3 ) . مفاتيح الشرايع ج 1 ، ص 228 .
( 4 ) . غنية ص 507 .