صاحب فوائد الرضويه گويد :
« حديقة الشيعه ؛ پس ظاهر بلكه موافق مشهور و تصريح جمعى از علماء و محدثين خبير مسلم است كه از تصانيف آن بزرگوار است . » « 1 »
محمد على مدرس در ريحانة الادب گويد :
« نسبت كتاب حديقة الشيعه به مقدس اردبيلى جاى ترديد نيست و موافق نقل معتمد ، محقق بحرانى شيخ سليمان و صاحب رياض العلما و صاحب حدايق و شيخ حر عاملى و بعضى ديگر از اجله همين كتاب را به دو نسبت دادهاند ، علامهء نورى نيز در كتاب مستدرك الوسائل در اقامهء برهان براى اثبات اين مطلب اهتمام تمام به كار برده و گويد موافق آنچه از بعض مشايخ مسموع شد اصل اين شبهه از صوفيه مىباشد كه چون قبايح خودشان را در اين كتاب ديده و عظمت و جلالت مؤلف را نيز ملاحظه كرده و نتوانستهاند براى مؤلف چيزى بگويند لاجرم نسبت كتاب را به او انكار نموده و به وجوهى تشبث كردهاند كه مصداق " اوهن من بيت العنكبوت " مىباشند . » « 2 »
با عنايت به اقوال علما « 3 » بهنظر مىرسد ملا معز ، حديقة الشيعه را دزديده و با تغييراتى كه در آن داده به نام كاشف الحق موسوم ساخته و به پادشاه شيعى غلكنده ، سلطان عبد الله قطب شاه ( م 1083 ه ) تقديم داشته است . صاحب الذريعه ، كتاب كاشف الحق را به زبان فارسى و تأليف معز الدين محمد اردستانى دانسته و مىافزايد : « مؤلف آن را به اسم مظفر قطب شاه در سال 1058 تأليف كرده است ! » « 4 »
هامش
( 1 ) . قمى ، منبع پيشين ، ص 27 .
( 2 ) . مدرس ، منبع پيشين ، ص 370 - 369 .
( 3 ) . صفا ، ذبيح الله ، « تاريخ ادبيات در ايران » ، تهران ، 1362 ، بىجا ، ج 5 ، بخش يكم ، ص 220 .
( 4 ) . الطهرانى ، الذريعه ، الجزء السابع عشر ، ص 236 .