حديقة الشيعه صفحه
كاشف الحق صفحه
بر گذرگاه آن پليد قرار گرفته هر چند چوبكيان و خدمه ، او را منع نمودند كه امير مىرسد از راه به كنارى رو ، ممنوع نشده مىگفت مرا به امير حاجتست تا آنكه هودج آن لعين رسيده ابراهيم بانك برآورد كه يا امير حاجتى دارم و چون عبيد اللّه ملعون سر از هودج برآورد ابراهيم چون اجل ناگهان گريبانش را گرفته به زير كشيده دست و گردنش بسته به خادمان سپرده فرياد يا ثارات الحسين برآورده لشكرش از يك كمين برآمده هشتاد تن از خويشان و نزديكان ابن زياد را گرفته و بسته به تيغ يمانى پردلان متوسل به دودمان ولايت سرافشانى آغاز كرده معتكفان غرفههاى افلاك را در آن شب به نظارهء آن دلاوران سرها از دريچههاى آسمان برآورده تا صبح صداى بگير و بدار به فلك
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 589
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٥٨٩