و يادآور مىشويم كه منابع بسيارى در اين ميان ، از ميان رفته و در عين حال جنبش
تأليف در فاصله زمانى نيمهء قرنهاى اول و دوم يعنى دورهاى كه شاهد حوادث خونينى براى اهل بيت بود ، هنوز آنچنان پخته و به روال عادى در نيامده بود ، علاوه بر اين بايد از حركتهاى گمراه سازانه بزرگى كه اموىها به منظور سرپوش گذاردن بر آثار و فضايل بنىهاشم و ممانعت از معرفى آنان در راستاى پيشگيرى از گرايش مردم به آنها و كمك به احقاق حق ايشان ، نيز ياد كرد .
چنين اوضاعى مانع از آن نيست كه روايات و اخبارى در برخى منابع تأليف يافته بعدى چون : كتب سيرة و طبقات و الفتوح و الانساب و تاريخ باشد كه صاحبان آنها تنها به روايتى اعتماد كردهاند كه اعراب پيش از دورهء تدوين و تأليف ، يگانه تكيهگاه و منبع خبرى خود تلقى مىكردهاند . علاوه بر اين نبايد آنچه را مغولها بر سر كتابها و آثار تأليفى آوردند و دجله را بدان غرق كردند و از آنها پلى براى عبور خود ساختند ، فراموش كرد .
صوفيان بهويژه توجه خاصى به اين زيارتگاهها و آرامگاهها بهعنوان نشانى از پيامبراكرم ( ص ) و اثرى از آثار گرانسنگ آن حضرت [ ص ] داشتند ؛ صاحبان اين زيارتگاهها بههرحال منسوب به پيامبر بودند و چنين كسانى را بايد در جهت بزرگداشت و احترام به پيامبر اكرم ( ص ) ، مورد احترام و ارج قرار داد .
* * *
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص٦٨