تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
از جمله داستانى كه در مورد احسان و حق شناسى بانو فاطمه نبوى نقل كرده‌اند اينكه پس از كشته شدن پدرش و ارسال سر [ مبارك ] وى براى يزيد ، خليفه تصميم گرفت بانوان را به همراهى مرد مطمئنى از اهل شام به مدينه بازگرداند و چنين هم شد ؛ هنگامى كه آن‌ها به سلامتى به مدينه رسيدند بانو فاطمه در اشاره‌اى به خواهرش سكينه ، يادآور شد كه اكنون كه اين نگاهبان امين با ايشان خوشرفتارى كرده لازم است هديه‌اى به او بدهيم . بانو سكينه گفت من تنها همين دو لنگه دستبند را دارم ؛ بانو فاطمه دست‌بندها را گرفت و به نگاهبان داد . نگاهبان در كمال ادب و فروتنى آن‌ها را پس داد و گفت : اگر آنچه كردم براى دنيا بود هرگز به اين [ مزد ] بسنده نمىكردم ولى به‌خدا سوگند اين‌كار را تنها براى رضاى خدا و به خاطر خويشاوندى شما با رسول خدا ( ص ) انجام دادم . آن‌ها نيز از اين كار وى تشكر كردند و برايش دعاى خير نمودند . « 1 » او تا اواخر عمر همواره با خدا و در عبادت دائمى بود و در روزه‌دارى و شب‌زنده‌دارى سپرى مىكرد و از دارايى شخصى به مستمندان پيرامون خود مىبخشيد . « 2 »

پارسايى و تقرّب وى به خدا

عمه‌اش بانو زينب - يعنى كسى كه پس از شهادت پدرش امام حسين ( ع ) تربيت و پرورش او را برعهده داشت - در تمام مدّت زندگى و در مدينه يا مصر هرجا كه بود همواره مشغول دعا و نيايش و نماز بود و اين پارسايى و زهد و نزديكى به خدا تأثير خود را بر بانو فاطمه نبوى و خواهرش بانو سكينه به‌جاى گذاشت زيرا او پس از ارتحال پدر و مادر آن‌دو ، سرپرستى آنان را برعهده گرفت .

در وصف ضريح

در مورد ضريح يا مقبره بانو فاطمه نبوى - كه هم اكنون در قاهره است و به وى
هامش
( 1 ) - البداية و النهاية ( ابن كثير ) 8 : 197 ، الدرّ المنثور فى طبقات ربات الخدور : 361 . ( 2 ) - نگاه كنيد به : نورالابصار : 383 فصل در مناقب وى .