تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
/ 636 اينك اين سؤال باقى مىماند كه : چرا حال ايشان به اين درجه از انحطاط و عقب ماندگى رسيد ؟ و پاسخ آن است كه : بدان سبب كه به ريسمان خدا چنگ نزدند كه كتاب و فرستادهء او مجسم كنندهء آنند ؛ و اين يك چرا ؟ بدان سبب كه در كارهاى كوچك عصيان خدا مىكردند ، و خرده خرده اين سركشيها عصيان آنان را به درجهء كفر ورزيدن به آيات خدا كشاند ، و بر مردم ظلم و تعدى روا مىداشتند ، و سرانجام كارشان به جايى رسيد كه به كشتن پيامبران خود پرداختند : «
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
- و اين از آن روى بود كه به آيات خدا كفر مىورزيدند ، و ناروا پيغمبران را مىكشتند . اين از آن نظر بود كه نافرمانى و تعدّى كردند . » عصيان عبارت از گردنكشى در برابر حق است ، و به كفر مىانجامد ، مگر خداى ما نگفت :
« ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى . . . »
و كفر ورزيدن به آيات خدا آدمى را به كافر شدن به آن سنتها و قوانين فطرى مىكشاند كه خدا آنها را براى جهان قرار داده و در نتيجه سبب كافر شدن به همهء حقايق مىشود . ولى چگونه مىشود كه تعدى به مردم به تجاوز كردن بر زندگى فرستادگان خدا منجر مىشود ؟ چرا كه اينان به هر وسيله از حقوق مردم دفاع مىكنند ، و شخص متجاوز از خود دفاع مىكند و پيامبر را مىكشد . چون آيات خدا و پيامبران او از ميان رفتند ، زندگى سراسر آشوب و نابسامانى مىشود و خوارى و فقر و مسكنت بر آن حكومت پيدا مىكند . [ 113 ] اين مثل بدى براى اهل كتاب بود ، و اما مثل ديگر در گروهى كوچك تجسم پيدا مىكند كه بر دادگرى ايستاده‌اند و به كتاب ايمان دارند و نسبت به خدا خاشع‌اند . «
لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ
- همه برابر با يكديگر نيستند : از اهل كتاب ، گروهى ( بر فرمان خدا ) ايستاده‌اند ، » و اوامر او را جارى مىكنند و